سنگ..سنجاق..قیچی

  از نخی که دور گردنش آویخته بود یک عالمه سنجاق آویزان بود. به این فکر کردم که این همه سنجاق به چه کار پیرزن می‌آیند که باید همیشه همراهش باشند؟ چند تا دکمه قصد افتادن دارند؟ چند تا زیپ قرار است وسط راه از رفتن منصرف شوند؟ چند تا درز دلشان می‌خواهد هوایی بخورند؟

فکر کردم توی زمانه‌ی ما، قیچی کار راه انداز تر از سنجاق است، ما آدم‌های فصلیم، نه وصل و پیرزن‌هایی خواهیم شد قیچی به گردن.

/ 6 نظر / 10 بازدید
گیومه

سلام این چوب اول جمله یعنی نسل بعد از ما باید چوب از گردنشان آویزان کنند؟ برای کتک کاری؟ یعنی پیرزن مهربان می‌خواسته اگر یکی سنجاق نیاز داشت بهش بدهد و برای نفرات بعدی کم نیاورد اما خب ما که قرار است قیچی به گردنمان بیاندازیم به تعداد زیاد نیاز نداریم با یک قیچی کار همه را راه می‌اندازیم هی فصل فصل فصل... خنده تلخ

لایک تلخ به کامنت گیومه!

مسیر

لایک تلخ به کامنت گیومه! (ببخشید قبلی اشتباه شد)

مسیر

من کامنت فرستادم حالا حذف شده یعنی ! همین الان دوتاش؟

طائف

پیر که بشی ضعیف و ضعیف و ضعیف تر میشی.. پس محتاج و محتاج محتاج تر میشی... از اون طرف همه فکر میکنن کمتر به کارشون میای... کمتر نیازشونو برآورده میکنی...ازین رو کمتر نیازتو برآورده میکنن... پیر میشی و تنها... کسی پیدا نمیشه که حتی بهت یه سنجاق بده... سنجاق بده چی بگیره؟؟... سنجاق در برابر دعای خیر؟!! ... تو این زمونه دعا برا کسی نون و آب نمیشه... پیر میشی و تنها... از هر فرصتی استفاده میکنی که برای خودت همدم دست و پا کنی... شاید سنجاق و سوزن و نخم برای خودشون فرصت مناسبی باشن...

الهدی

سلام ما کلی پول باید بگذاریم توی جیب مان احتمالا نسل های بعدی فقط پول بخواهند مادر قیچی کاری را خوب بلدند! ما در جوانی یادشان داده ایم لابد :( البته دور از جان شما و ما.....