جمعه ۱٢ آبان ۱۳٩۱
ابروی ما اگر کج است

یکی دوسالی هست که یک آرایشگاه جدید پیداکردم برای رفتن، ازمحاسنش یکی نزدیک بودن زیادش و دیگری خلوت بودن و درنوبت نماندنش است و این برای من یعنی خیلی.

خانوم آرایشگر تازگیها دانشجو هم شده و همراه با بچه های دانشجویش درس میخواند،علاوه براین کلی برنامه های خیریه و داوطلبانه و اینها هم دارد که فکر کنم کم کمک دارند در آرایشگاه کوچکش را تخته می کنند.

از همین روی!هروقت میروم آنجا اگر ابرو برداشتن یا مو کوتاه کردن درحالت عادی یک ربع بیست دقیقه طول میکشد، برای ما یک ساعت و ربع کمتر راه ندارد.

اولش از احوالات شخصی و تربیت فرزند و ازدواج جوانان و اینها شروع می شود بعد میرسد به نقد سیستم آموزشی - فرهنگی دانشگاه و مسائل شهر، بعدتر میرسد به مسائل و شرایط خطیر داخلی و خارجی مملکت و مستحضر هستید این روزها رسیدن به  این بحثها چه کلاف پیچ و واپیچی ست.

این بار آخری هنوز بحث نامه نگاری های حضرات پیش نیامده بود و گل بحث اش فقط قطع شبکه های ماهواره ای ایران و  وضعیت اقتصادی بود. میگفت این قطع کردن شبکه ها یعنی آخر درماندگی و بی اعصابی غربی ها،می گفت من توی خانه تا می شود با بچه ها مدارا می کنم، حتا اگر دلم هم بخواهد یک چیزی را ممنوع کنم و کامل قطع کنم به خاطر وجهه خودم هم که شده این کار را نمی کنم، اما وقتی دیگر هیچ کاری از دستم برنیاید و هیچ روش دیگری جواب ندهد از این جور کارها می کنم.

از روی صندلی که بلند شدم، اذان مغرب را داشتند می گفتند، از هول دیرشدن اصلا توی آینه نگاه نکردم ببینم آخرش وضعیت این ابروها چی شد.

خدا این دفعه که می روم را به خیر بگذراند،نامه بنویسم به مسئولین،تقاضای عاجزانه کنم کمتر به پروپای هم بپیچند و سوژه جور نکنند، وگرنه زی زی گولوی تابه تا می شوم آخرش،والا!




سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸
هواخوری

  شاید یک خرده خنده دار باشد ولی از بین همه سریال های تلویزیونی پرطرفدار  این چندوقت مثل  افسانه جومونگ و رستگاران و پس از سال ها و ...یک سریال ساده با مدت زمان پخش کوتاه من را با خودش همراه کرد.

گرچه این همراهی به علت ساعت پخش نامناسب و متغیر فقط در حد هفت هشت قسمت شد  ولی همین اش هم دل نشین بود.

 

روایت های ساده از زندگی معمولی ،شخصیت های نزدیک و آشنا ،آرامش و صمیمیت جاری در قصه،یک جاهایی ساختارشکنی های کوچولو ولی جالب،تنش ها و درگیری شخصیت ها با مسائل ملموس و تجربه شده،روابط خوب بین آدم ها ،جای خالی دروغ و غیبت و چرندیات در گفتگوها  و تنوع موضوعی و شخصیتی در اپیزودها احتمالن بخشی از دلایل دل نشینی این سریال بود.

 

"همه ی بچه های من" با کارگردانی "مرضیه برومند" دی روز با پایان خوش تمام شد.

 

پی نوشت:

رفیق فابریک ما فرمودند:شما خانوما کلن از هر فیلم یا قصه ای که چن تا خانوم توش دور هم جمع شن و گپ بزنن خوشتون میاد!!

 

 




دوشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٦
دوستان خوب من

  آقای مطهری زاده از دوستان خوب من هستند .آقای مطهری زاده به نوشته هایم نظر لطف دارند و از هر کدام خوش شان بیاید با اجازه خودشان در سایت ها و یا مطبوعات محلی ای که مدیریت می کنند منتشر می کنند . ایشان می دانند که به هر دلیل از این کار می رنجم و بارها نارضایتی خودم را به شان رسانده ام ولی معتقدند " اینترنت صاحاب ندارد" و "چون اسمم را پای نوشته ها می آورند پس مشکلی وجود ندارد" . یک بار برایشان نوشتم این که شما نوشته ای را از وبلاگ شخصی من - که چندان آش دهن سوزی هم نیست و فقط سقفی است برای دل نوشته های یک آدم - بردارید و در سایت های دیگر بزنید مثل این است که به خانه دوستی  دعوت شوید ،آلبوم عکسش را نشان تان دهد و شما چون آن عکس ها قشنگ اند بردارید و با آنها نمایش گاهی برای بازدید عموم بزنید. ولی ظاهراً ایشان فقط به این قصه خندیده اند.

" کبوتر دزدی "  را دوست داشتم . محرمانه بود.دلم نمی خواست وسط روزنامه " هگمتانه" ببینمش.

من از این دست دوستان خوب کم ندارم ...رفیق روزنامه نگارم هم ظاهراً در این گزارش اسم و فامیل کم آورده و من در گزارش اش شده ام " دانشجوی ارشد اقتصاد علامه " !البته برای من بهتر است این طور فکر کنم که دیگری هم هست که هم نام من باشد و دانشگاه علامه ارشد اقتصاد بخواند و رفیق روزنامه نگارم با او مصاحبه کرده باشد.

مهم نیست ...گفتم که ، این ها از دوستان خوب من هستند!

 








زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦٠) وبلاگستان(٥٤) زنان(٤٧) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) نوشتن(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) مسجد(٤) ازدواج(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) مادر و دختری(۳) عطش شکن(۳) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) سطری میان نامه ای(٢) میان سالی(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) لینک زن(۱) پدر و دختری(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.