سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
کمی تا قسمتی پارتی بازی

حالا افطاری نمی دهید هیچ، اما این دو کتابِ لطیف قرآنی، "برای خاطر آیه‌ها"ی مریم و "نامه های یواشکی" زهرا ( هردو از نشر معارف و قابل تهیه از اینجا)را هدیه بدهید، مخصوصاً به نوجوان‌ها و جوان‌ها،بازخورد قشنگ می گیرید.

 

نکته:

نگاه نو به قرآن،متن خواندنی و دلنشین، کوتاه نویسی، حجم کم، قیمت مناسب و صفحه‌آرایی خوب، قبل و علاوه بر پارتی بازی در این معرفی نقش داشتند.




سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩۱
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت!

بعد یه جوری اون‌ها رو دوست دارند که خدا رو باید اون‌جوری دوست داشت...

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَادًا

یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ

وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ...(+)

.

.

.

با این آیه یاد این خاطرات غاده چمران افتادم:

گفتم: «مصطفی من عصر که داشتم کنار کارون قدم می‌زدم احساس کردم این قدر دلم پر است که می‌خواهم فریاد بزنم خیلی گرفته بودم. احساس کردم هرچه در این رودخانه فریاد بزنم باز نمی‌توانم خودم را خالی کنم. آن قدر در وجودم عشق بود که حتی اگر تو می‌آمدی نمی‌توانستی مرا تسلی بدهی.» خندید و پاسخ داد: تو به عشق بزرگ‌تر از من نیاز داری و آن عشق خداست. باید به این مرحله از تکامل برسی که تو را جز خدا و عشق خدا هیچ چیز راضی نکند. حالا من با اطمینان خاطر می‌توانم بروم.فکر کردم خواب است. او را بوسیدم. حتی پاهایش را. مصطفی خیلی حساس بود. یک‌بار که دمپایی را جلوی پایش گذاشتم ناراحت شد. دو زانو نشست و دست مرا بوسید. گفت: تو برای من دمپایی می‌آوری؟ ولی آن شب تکان نخورد تا اعتراضی کند نسبت به بوسیدن پایش. همان‌طور که چشم‌هایش بسته بود گفت: من فردا شهید می‌شوم. گفتم: مگر شهادت دست شماست؟ گفت: نه اما من از خدا خواسته‌ام و می‌دانم خدا به خواست من جواب می‌دهد. ولی من می‌خواهم شما رضایت بدهید. اگر رضایت ندهید من شهید نمی‌شوم.






سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩۱
این‌جوری دوست می‌دارند

می‌گوید این قوم می‌گویند خدایا اگر این پیامبر راست است و این کتاب از جانب توست، یک باران سنگی،عذابی، چیزی بفرست تا ما بفهمیم!

بعد تندی پشت سرش اضافه می‌کند که ولی من عذاب‌شان نمی‌کنم، تا تو بین‌شان هستی...

وَإِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن کَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِکَ

فَأَمْطِرْ عَلَیْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاءِ

أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِیمٍ

وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ

وَأَنتَ فِیهِمْ ...(+)





سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩۱
حالا حکایت ماست

از خودشان به تنگ آمدند و ...

 

وَضَاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنفُسُهُمْ

وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَیْهِ

ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُواْ

إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (+)




یکشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۱
حس‌آمیزی(طنز/غافلگیری/تمثیل)

می‌فرماید هروقت شتر از سوراخ سوزن رد شد، آن وقت شماها هم می‌روید بهشت!

 

إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا

وَاسْتَکْبَرُواْ عَنْهَا

لاَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاء

وَلاَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ

حَتَّى یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیَاطِ +




یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠
عطر مریم

کاش مریم روستا می‌نوشت هنوز، برای خاطر آیه‌ها.




دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠
در بازگشت از مجلس ختم

هی راه به راه، صد جا گفته روزی که ‌می‌رسید تنها آرزوی‌تان این است که برگردید، که فرصت دوباره داشته باشید، التماس می‌کنید حتا.

این همه تکرار برای این است احتمالا که توی کله‌ی پوک ما فرو برود این بودن ارزش دارد، بعد ما نشستیم دور هم که کاش نبودم و کاش می‌رفتم از اینجا و از این آیه یأس‌های خوشگل تریپ شاعرانه که حفظیم، حق‌مان است به خدا یکی بزند پس گردن‌مان.




چهارشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٠
بوی خوش راستی

  قرآن خوان‌ها هیچی که گیرشان نیاید - که می‌آید - یک ذوق بزرگ نصیب‌شان می‌شود. ذوق خواندن یک متن سراسر راست! متنی که  که از هر مدل دروغ مصلحت‌آمیز و غیر مصلحت‌آمیز، خلاف و غیر واقع و مبالغه، شعر و شوخی و کلاه گذاشتن،مغالطه کردن و پیچاندن و مخ زدن، و خیلی چیزهای این مدلی دیگر که روح آدم خوب حس‌شان می‌کند حتا اگر هنوز اسمی نداشته ‌باشند، پاک ا‌ست.

دیگر کجا می‌شود بی هیچ تردیدی، گوش سپرد به چنین راستِ تمام عیاری؟




یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠
تازه به تازه،نو به نو

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ،آمِنُواْ ...(+)

 





چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠
به جهان که دید صیدی که بترسد از رهایی

أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ

وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ+

.

.

.

خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم اگر با ما حرف نزده بودی...




سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
وفا

  می‌گفت به یکی وعده بدهی که فلان ساعت بیا در خانه تا فلان کتاب را بدهم ،بعد اگر بیاید و تو نباشی،یا کتاب همراهت نباشد، یا دلت نباشد بدهی،شرمنده می‌شوی،خیلی شرمنده...می‌گفت چه برسد به او ،گفته بیا تا اجابت می‌کنم،خلاف عهدی درش راه ندارد،قطعاً خبری هست ؛به شیوه خودش ...

 




چهارشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٩
به هوای تو می‌گردم

خدایا شکرت به خاطر این باران

به خاطر این پاییز

به خاطر این بندی که از پای کبود روحم باز کردی

به خاطر این حجم اندوه پوسیده که از روی قلبم برداشتی

به خاطر این برگی که از درختم بالاخره افتاد

و مگر نگفتی که "وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ یَعْلَمُهَا..."

به خاطر این رضایی که به روح سرکش و لجوجم دادی

به خاطرهمه چیز...




دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩
بیگانگی*

(در دانشگاه)

-بچه ها آیه یا سوره ای هست که شما بسیار دوستش داشته باشید و باش مأنوس باشید؟

-دعای جوشن کبیر

-دعای مطالعه

-... 

 

 

*"بیگانگی نگر که من و یار چون دوچشم

   همسایه ایم و خانه ی هم را ندیده ایم"

                                                میرصیدی تهرانی




چهارشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٩
...

اقرء!بخوان!چه گونه؟نه!امکان پذیر نیست

اقرء!بخوان!که معجزه کفران پذیر نیست

این آیه ها که خون حیات رسالت اند

جز در رگان قلب تو جریان پذیر نیست

در لامکان زمزمه ات درک این که نور

از چند سمت آمده امکان پذیر نیست

بر کوه اگر بخوانی اش از جای می کند

در مکه قلب کیست که قرآن پذیر نیست؟

این قوم را همیشه دعا کرده ای ولی

مکه چنان که پلک تو ....باران پذیر نیست

ای نوح دین به دست علی داده،لا تخف!

کشتی بدون نور تو سکان پذیر نیست

بی شک شفیع امت خویشی که گفته است

دوزخ به دست عشق گلستان پذیر نیست

                                   مرتضی حیدری آل کثیر








زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦٠) وبلاگستان(٥٤) زنان(٤٧) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) نوشتن(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) مسجد(٤) ازدواج(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) مادر و دختری(۳) عطش شکن(۳) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) سطری میان نامه ای(٢) میان سالی(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) لینک زن(۱) پدر و دختری(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.