سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۳
ستاره درخشان "جوانی" روی پیشانی ات بود

بعد از دوازده سیزده سال برگشته بود به خودم، بازش کردم و با اکراه نگاهش کردم، خودم را دیدم  و تو را و او را و عالمی که داشتیم تازه تازه ساختنش را تجربه‌ می‌کردیم و چشم‌هایی که داشتیم می شستیم و جور دیگر می‌دیدیم. جوانی قشنگ همگی‌مان توی آن سطرها نشسته بود، مؤدب و متین و آراسته و خوش‌بو. دیدم چقدر آدم‌های توی این سطرها را می‌شناسم، چقدر دوست‌شان دارم و چقدر عوض شدم و عوض شدند و چه دور و غریبه شدیم.

دوستی گفت پس حسابی رفتی به گذشته، گفتم آره امّا خودم را گرفتم که زیادی درش غرق نشوم. گفت غرق شدن ندارد، می‌دانی؟ مثل خانه‌ای قدیمی‌ست که خیلی باصفا بوده و حیاط دراندشت داشته و باغچه و حوض و پنچ‌دری، تو ازش خیلی خاطره‌های خوبی داری، الان می توانی یاد کنی و حظش را ببری اما آن خانه دیگر نیست، کوبیده‌اند و خانه‌های دیگری به جایش ساخته‌اند.








زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦۱) وبلاگستان(٥٥) زنان(٤۸) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) نوشتن(٢۳) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) ازدواج(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) مسجد(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مادر و دختری(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) میان سالی(٢) سطری میان نامه ای(٢) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) تلگرام(۱) پدر و دختری(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.