دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳
بِی بِی چک دیگه چیه؟

 منتظر نشسته بودیم نوبت‌مان شود و با خانوم جوان بغل دستی صحبت سر انداختیم تا زمان کوتاه‌تر شود، دختر هجده نوزده ساله‌ای با چشم‌هایی که هم توش نگرانی بود و هم اشتیاق و سرزنده‌گی، صندلی کناری نشست. گفت که نوبت قبلی نداشته و از شهر بغلی آمده تا آزمایش بارداری‌اش را نشان دهد، فهمیدیم که با همان پسر جوانی که دم در مطب بی‌قرار بال بال می‌زند عقد کرده‌اند و وسط‌های زمستان قرار عروسی دارند. به قول خودش به خاطر اینکه لو نروند آمده بودند اینجا دکتر و آزمایش.خانوم جوانِ این‌وری، ازش پرسید بی‌بی چک استفاده می‌کردی خب. دختر حیران گفت بی بی چک دیگه چیه؟! خنده‌ام ولو شد روی موزاییک‌ها، دختر هی لب می‌گزید و می‌گفت اگه مثبت باشه چی؟چیکار کنم؟گفتم خب الان از جواب آزمایشت معلومه دیگه، کوش؟ از توی جیب شلوار لی‌اش یک برگه‌ی چندبار تاشده را درآورد، یاد برگه‌های امتحانی مدرسه افتادم که هروقت نمره کمی گرفته بودیم همین‌جوری تا می‌زدیمش که کمتر جلوی چشم باشد، جوابش مثبت بود،چه مثبت خوبی هم، گفتم مبارک‌تون باشه، مثبته، خدا بخشیده دیگه. دختر چشم‌هایش را محکم فشار داد روی هم و لبش را عمیق‌تر گزید. خانوم بغل دستی پرسید حالا می‌خواین چیکار کنین؟ زمستون که نمیشه عروسی بگیرین با این وضع، دختر گفت خب الان که فکر کنم خیلی کوچیک باشه، می‌شه سقطش کرد،ها؟ من که خیلی سریع همان اول رفته بودم توی تیم بچه! آمدم بگویم حیفه بابا،خب عروسی را بندازید جلوتر، حالا که خدا خواسته و مامانِ خیلی جوان شدی. اما نگفتم و فقط همان کلمه اولش را گفتم. خانوم بغل دستی هنوز تیم‌اش را معلوم نکرده بود و نگرانی‌های دختر را هم می‌زد. وقتی داشتم می‌رفتم دختر هنوز منتظر نشسته بود، چشم‌ها و لبخند خیلی جوانش خواستنی بود. باهاش بای‌بای کردم و زدم بیرون،

الان فکر می‌کنم که کاش فرصت زندگی‌ را نگرفته باشند از این بچه‌ای که اولین بار خبر بودنش را من به مادرش دادم.






زنده گی(۱٢٥) از عشق(٧۸) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٦) وبلاگستان(٥٧) ذکر(٤٠) شهید(۳۸) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) غم تکانی(۳٤) داستان(۳۳) شعر(۳۳) جنگ(۳۳) درد(۳٢) (:(٢۸) نوشتن(٢٧) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) اعترافات(۱٤) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) ارتباط(۱۱) امام خمینی(۱۱) رمضان(۱۱) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) بچه(٧) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٧) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) برای نگفتن(٦) ):(٦) شایدداستان(٥) عطش شکن(٥) فضول دونی(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) مادر(٥) مسجد(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) اشارات(٤) همشهری داستان(٤) کوچه فلانی چپ(۳) میان سالی(۳) مهرخانه(۳) سطری میان نامه ای(۳) بابا(۳) دعا(۳) خانه(۳) بیماری(۳) دوستان(۳) فاطمیه(۳) دلانه(۳) به کجا چنین شتابان(٢) فاطمی نیا(٢) سوریه(٢) تلویزیون(٢) معلم(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) تبریک(٢) انتظار(٢) پدر و دختری(٢) :)(٢) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) تلگرام(۱) لینک زن(۱) انقلاب(۱) سپاس(۱) باران(۱) روزنوشت(۱) عرفه(۱) حج(۱) فلسطین(۱) زایمان(۱) همدان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) اربعین(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) مجردی(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.