دوشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩۳
آدم‌های خوب شهر

آنفولانزا بود مثلا اما از آن ورژن‌های پرزورش که مصدوم را افقی می‌کند، نصفه‌شب از سر ناچاری زنگ زدم اورژانس و گفتم که آمبولانس بفرستند، خانومه گفت که اورژانس پرکاره امشب و برای آنفولانزا نمی‌تونن آمبولانس بفرستند و اگر بهتر نشد خودمان یک‌جوری برسانیمش بیمارستان. منم که تنها و دست‌پاچه بودم گفتم باشه و فوری رفتم سراغ گزینه آژانس. نیم‌ساعتی گذشت و مصدوم ما یک خرده با دوا و درمان‌های خانگی بهتر شد که موبایلم زنگ خورد،خانومه از اورژانس بود، گفت علائمش بهتر شد؟ الان دقیق بگو چه وضعی داره؟ منم شرح ماوقع دادم و گفت خداروشکر بهتر شده اما همون اول صبح که شد حتما برید دکتر.

کار خانومه و این‌که ما رو یادش نرفت برام قشنگ و ارزشمند بود.

قبل‌ترها یک وبلاگی بود به اسم آدم‌های خوب شهر(+)،می‌شد رفت و این جور تجربه‌ها را توش نوشت،کاش دوباره به روزرسانیش از سر گرفته می شد.








زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦۱) وبلاگستان(٥٥) زنان(٤۸) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) نوشتن(٢۳) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) ازدواج(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) مسجد(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مادر و دختری(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) میان سالی(٢) سطری میان نامه ای(٢) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) تلگرام(۱) پدر و دختری(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.