یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳
از درددل‌ها یا "خداحافظ فرمانده"

  هیچوقت خیلی آدم پرکاری نبودم، هیچ‌وقت در نوشتن یا کارهای دیگری که ازم برمی‌آمده ادعای حرفه‌ای گری و اینها نداشتم و ندارم، یعنی در واقع خودم می‌دانستم چه کاره هستم و چه کاره نیستم، اما هروقت نهایت تلاشم را روی کاری گذاشته‌ام و خودم را به خاطرش به سختی و نیمه‌جانی انداخته‌ام که خوب از آب دربیاید و اثرگذار باشد و یک تغییر حتی خیلی کوچک در محیطی که درش هستم بیافریند، هیچ اسم شاخصی ازم در آن کار نبوده و نیامده.یعنی همیشه سرباز یکی شده‌ام که خیال کردم کارش درست است و در رکابش تمام قد و با همه قوا دویدن و مراقب بودن و مبارزه کردن ارزش دارد، و یا مثلا الان اوست که یک پرچم خوبی بلند کرده و اگر یکی مثل من، بی اما و اگر ندود جلو و زیر این پرچم را نگیرد کوتاهی کرده است،بارها چیزهایی نوشته‌ام که باید نوشته می‌شدند و اثرخودشان را می‌گذاشتند اما به جای خودم،اسم و امضاء بزرگی پای آن کار خورده، با کمال میل البته، چون گمان کردم به نام او با به نام دختر سربه هوای بازیگوشی مثل من خیلی فرق می‌کند. هروقت مراسمی، اتفاق علمی فرهنگی خوبی اینجا خلق کرده‌ایم، بدوبدو کردن‌ها و خاک و خلی شدن‌ها و فکرکردن‌ها و ایده دادن‌هایش مال من بوده، اما ردیف اول نشستن‌ها و تیپ زدن‌ها و نوشابه باز کردن‌ها و قسمت‌های شیک ماجرا مال دیگران.

فرماندهان این سرباز کوچک هم مدل‌های خودشان را داشتند، بعضی‌شان مرام داشتند و قدر کارش را می‌دانستند و همین کافی بوده، بعضی‌شان هم یک جاهایی کم حافظه می‌شدند و خودشان هم یادشان می‌رفت که پای این اثر ماندگارشان ردپای خاک و خلی کس دیگری هم هست.

ازین ماجرا هرگز غصه‌دار یا دلگیر نبودم و نیستم چون انتخاب خودم بوده  و هروقت آخر کار، آن عقب‌ها نشسته‌ام و سربه زیر انداخته‌ام فکر کرده‌ام که چه بهتر! اینطوری پروبال آدم سبک‌تر است و حتی خندیده‌ام به آنهایی که به زور دارند کاری که نکرده اند را به پیشانی خودشان می‌چسبانند،

اما شما که غریبه نیستید، این روزها دلم می‌خواهد کاری برای خودم کرده باشم، چیزی بنویسم یا کاری کنم که خالص خالص مال من باشد، حتی اگر دیده نشود یا کم دیده شود...








زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦٠) وبلاگستان(٥٤) زنان(٤٧) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) نوشتن(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) مسجد(٤) ازدواج(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) مادر و دختری(۳) عطش شکن(۳) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) سطری میان نامه ای(٢) میان سالی(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) لینک زن(۱) پدر و دختری(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.