شنبه ٧ دی ۱۳٩٢
خوشا به حال شماها که شاعری بلدید

جایی که دیدمش یک شب شعر بود، از آن دختر چادری‌های باوقار دوست داشتنی صدا قشنگ، من کلاس پنجمی بودم و او دبیرستانی، من را برده بودند که مرحله نهایی مسابقه کتابخوانی شرکت کنم و او را آورده بودند که برود فینال شعر. شب که توی سالن رفت روی سن و شعرش خواند و به به و چه چه همه بلند شد مثل"آن شرلی" توی خیالم فکر کردم که ای خدا، یعنی می‌شود من هم یک روز مثل او بشوم؟ چیزی را که خودم  نوشته‌ام برای دیگران بخوانم و به وجد بیایند؟من هم می‌توانم مثل او این‌طور با وقار و خواستنی بشوم؟ اوج غبطه خوردنم وقتی بود که یک استادی بعدش رفت بالای سن و گفت این خانوم جوان،می‌تواند "پروین ثانی" بشود. الان یادم نیست شعرش چی بود ولی یادم هست که خوب گفته بود و اسم و فامیلش مثل یک حس خوب ته ذهنم ماند تا همیشه.

 


دیروز گفتند مجری را هماهنگ کردیم و الان می‌رسد، وقت داشت می‌گذشت و مجری نیامده بود، با کلی زنگ و پیگیری نفس‌نفس زنان از راه رسید و روی هوا زدمش که بگویم الان برود این را بگوید و آن را بگوید و ...حرف زدنش را که دیدم، شناختم.همان پروین ثانی محبوب من بود. کارمند یک اداره‌ای شده بود و مامان دو تا بچه 12 و 9 ساله و پرمشغله، صورتش اما همان وقار خواستنی را داشت هنوز، گفتم هنوز هم شعر می‌گین؟ گفت تقریبا نه، خیلی کم... آن روز من تازه این شعر برقعی را دیده بودم، خواستم بگویم این قشنگ است،شنیدین؟ اما او شروع کرد به گفتن که همان آخر دبیرستان ازدواج کرده و افتاده توی زندگی و دور شده از شعر، برق چشم‌هایش میان رضایت و نارضایتی شناور بود،دغدغه بچه‌هایش را داشت و دلش پیش شعر بود و محافل ادبی‌ای که دیگر نمی‌رفت.

پروین ثانی دوباره رفت روی سن و با آن صدای خوبش یک شعر اربعینی خواند، شعری که این‌بار مال خودش نبود.

دست دادیم و خداحافظی کردیم، دست‌هایش بوی شعر می‌داد.

 

* عنوان و تصویر از رضا احسان‌پور








زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦۱) وبلاگستان(٥٥) زنان(٤۸) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) نوشتن(٢۳) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) ازدواج(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) مسجد(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مادر و دختری(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) میان سالی(٢) سطری میان نامه ای(٢) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) تلگرام(۱) پدر و دختری(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.