دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢
برای قصه‌هایی که ننوشتیم

  دیروز شبکه یک، مستندی به نام "ثریا" پخش کرد که تقریبا درباره شهید "تهرانی مقدم" بود،در واقع سیر اینکه چطوری توی جنگ - درست زمانی که عراق شهرهای ما رو می‌زد و خیالش راحت بود که وقتی کسی حتی فشنگ هم به ما نمی‌فروشه توان مقابله به مثل نداریم-، موشک‌دار شدیم و تونستیم خودمون موشک پرتاب کنیم و بعدترش موشک بسازیم. نقش شهید تهرانی مقدم و همرزم‌هاش رو هم توی این سیر می‌گفت.

جالب بود در کل، می‌گفتن ما هروقت عراق تجهیزاتی می‌خرید خیلی ذوق می‌کردیم چون ممکن بود بتونیم اونها رو غنیمت بگیریم و بالاخره یه چیزی واسه خودمون داشته باشیم، چون هیچ کشور دیگه ای به ما تجهیزات نمی‌فروخت.

می‌گفتن اولین بار "حافظ اسد" قبول کرد که یه تیم از ایران برن سوریه و اونجا با موشک و فناوریش آشنا بشن.همرزم تهرانی مقدم می‌گفت من و حسن و چندنفر دیگه رفتیم توی یه پادگان نظامی سوری، افرادی که اونجا قرار بود به ما یاد بدن وقتی ما رو دیدن زدن زیر خنده، گفتن شماها میخواین یاد بگیرین؟ حداقل باید لیسانس مهندسی داشته باشید و تجربه های قبلی داشته باشید و سه سال هم طول میکشه.

اونجا با کلی تحقیر و بدبختی بالاخره توی سه ماه یه چیزایی یاد گرفتیم، شبها هم که اونا می‌خوابیدن می‌رفتیم سراغ موشکها و توی نحوه عملکردشون کنکاش می‌کردیم تا صبح.

بعدش "قذافی" چهار یا هشت تا موشک برای اولین بار داد به ما، هدفش هم این بود که ما با چندتاشون کشورهای عربی حوزه خلیج فارس رو بزنیم، یه تیم هم فرستادن که این موشکها رو پرتاب کنن. میگفتن ما خدمات‌چی این تیم بودیم، براشون چایی می‌بردیم و هرچی می‌گفتن مثل خدمتکار گوش میدادیم تا بتونیم سر از کارشون دربیاریم و یاد بگیریم.

"رفیق‌دوست" هم میگفت همون اول "تهرانی مقدم" با اصرار زیاد و تو اون وضع بی موشکی، یکی از اینها رو گرفت تا بازش کنن و تکنولوژی ساختش رو یاد بگیرن و کپی برداری کنن ازش.

چند روز بعد ظاهرا قذافی پشیمون میشه و تیم لیبی رو از ایران فرا میخونه که برگردن، از موشکها هم قطعاتی بر میدارن تا قابل استفاده نباشه.

تیم "تهرانی مقدم" دست به کار میشن تا به زور موشک‌ها رو راه بندازن. تعریف می‌کردن که اولین موشکی که خودمون پرتاب کردیم از کرمانشاه بود به سمت بغداد. می‌گفتن تهرانی مقدم رو به قبله نشست و (نقل به مضمون)گفت "خدایا! زن و بچه‌های بیگناه ما دارن تو دزفول و جاهای دیگه کشته میشن و ما می‌دونیم کشتن غیرنظامی یعنی چی، ما نمی‌خوایم مردم عراق صدمه ببینن، این موشک رو خودت ببر تا  باشگاه افسران عراق." چند دقیقه بعدش بی بی سی اعلام میکنه که ایران باشگاه افسران عراق رو زده و خیال راحت عراق ازینکه ایران هیچ حمله هوایی نمی تونه داشته باشه تموم میشه.

فیلم‌های پرتاب این موشک رو هم نشون میدادن، همه‌شون چسبیده بودن به موشکی که داشت پرتاب میشد و مدام عکس می‌گرفتن تا درباره نحوه تأمین سوخت و فلانش برای بعدها مطالعه کنن، یکی‌شون هنوز گوشش از صدای موشک و رعایت نکردن فاصله ایمنی کَر بود.

کلا مظلومیت‌ و بی‌امکاناتی بچه‌های ایران توی جنگ و مشکلات و ابتکارات و راه‌های در رویی که پیدا می‌کردن هم جالبه و هم سوزناک.

بهار هم که رفته بودیم خوزستان، کنار اروند یکی از آشناها که توی جنگ بوده می‌گفت ما حتی نمی‌تونستیم لباس غواصی بخریم برای بچه‌ها، چون تعداد زیاد بود و کشورها می‌فهمیدن برای عملیات می‌خوایم. می‌گفت ایران مجبور بود از هر کشوری 5 الی 6 دست لباس بخره! می‌گفت حتی برای تمرین بچه‌ها از استخرهای سرپوشیده استفاده می‌کردیم توی شهرهای مرکزی تا عملیات لو نره.

طولانی شد، اما دلم خواست اینا رو یه جا بنویسم تا خودم یادم بمونه حداقل.

 






زنده گی(۱٢۳) از عشق(٧٦) دوستت دارم ها(٦۸) زنان(٦۳) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٥) کودکی(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) هذیان ها(۳٢) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱٧) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) قرآن(۱٤) سفر(۱۳) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) سفید(۸) خمین(٧) برای نگفتن(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) مادر و دختری(٦) کارو زندگی(٦) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) مادر(٥) مسجد(٤) بچه(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) دعا(۳) خانه(۳) بابا(۳) آرشیو(٢) مدرسه(٢) بیماری(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) پدر و دختری(٢) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱) ما سه نفر(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.