چهارشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

این اردی بهشتی ِ خوشبو

سوم:مامان خانوم ما معلم است .

از آن معلم هایی که  اعتراضی به فیش حقوقی شان ندارند .

از آن معلم هایی که همیشه رتبه بیار مسابقات علمی و بقیه دنگ و فنگ های آموزش و پرورش اند.

از آن معلم هایی که چند تا لوح معلم نمونه را از کله گنده های مملکت گرفته اند .

از آن معلم هایی که آلبوم قیافه های همه دانش آموز های این 20 سال را در ذهنشان دارند .

از آن معلم هایی که وقتی باهاش می روی این ور و اون ور مثلاً یک هو یک آقای سیبیلو با زن و بچه می آید جلو و می گوید سلام خانوم ! ما رو یادتونه ، ما حسین ایم دیگه ، همون حسین ... کلاس پنجم ،مدرسه نازی ...

از آن معلم هایی که برعکس دخترش (!) هیچ مشتاق تعطیلی زیاد نیست و باز برعکس خیلی های دیگر از بازنشستگی بیزار است.

از آن معلم هایی که با چشم خودم دیده ام غصه خوردنش را و گاه ابری شدن چشم هایش را به خاطر رنج های بزرگ شاگردهای کوچکش .

از آن معلم هایی که هیچ جوری و با هیچ وعده و وعیدی حاضر نشد این مدرسه قدیمی عادی را ، این بچه هایی را که درهم اند و هیچ کس سورت شان نکرده بر مبنای پول و هوش و ...  ول کند و برود غیر انتفاعی و نمونه دولتی و نمونه مردمی و شاهد و...

از آن معلم های  صبور با دست های گچی بخشنده ،  با لب های خشک پر خنده!

از معلم بودنت که  به جز سالی سی چل تا  رقیب چیزی به ما نرسید ، "روز معلم مبارک "ات هم بماند برای بچه های کلاس ، من می نویسم "هر روزت مبارک !"

 دوم:مطهری را دوست دارم ، بچه تر که بودیم و داغ زیاد دور و برش نمی پلکیدم !می گفتم نویسنده ای که مامان و بابا و معلم دینی و امام خمینی و خیلی های دیگر خواندن کتاب هایش را به آدم توصیه کنند معلوم است که خیلی پاستوریزه می نویسد!!معلوم است که از کنار کلاف پرپیچ سؤال های من بی خیال گذشته است . ولی با خواندن اولین فصل یکی از کتاب هایش دیگر به روی مبارکم هم نیاوردم که آن حرف ها را زده ام . روح اش پر از عطر خدا باد . 

دی روز شنیدم که جایی گفته یا نوشته :

 (در عمرم سطری ننوشتم که بعداً بفهمم  اشتباه  بوده است.)

تا همین الان هم مخم را پیچانده این جمله ...

اول:چندتا معلم تا حالا داشتی ؟!

من امروز آمدم بشمرم دیدم به تعداد تمام آدم هایی ست که ردپایی از عبورشان بر تن روحم مانده است . دیدم که دیگر دستم از دیدار خیلی هاشان کوتاه است که مثلاً روزت مبارک غیر متعارفی بفرستم برای شان . دیدم که اتفاقاً معلم ترهایم الان نیستند دیگر کنارم .

دلم گرفت ... دلم تنگ شد برای این معلم ها ...

صفرم : غلط غولوط هایش را به درستی راستی  خودت  ببخش رفیق ...

                                                                                                         

                                                                                                                    باقی بهارت...

{ }





زنده گی(۱٢۳) از عشق(٧٦) دوستت دارم ها(٦۸) زنان(٦۳) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٥) کودکی(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) هذیان ها(۳٢) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱٧) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) قرآن(۱٤) سفر(۱۳) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) سفید(۸) خمین(٧) برای نگفتن(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) مادر و دختری(٦) کارو زندگی(٦) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) مادر(٥) مسجد(٤) بچه(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) دعا(۳) خانه(۳) بابا(۳) آرشیو(٢) مدرسه(٢) بیماری(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) پدر و دختری(٢) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱) ما سه نفر(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.