چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱
این چرتکه را زمین بگذار

   از بچگی یک نفر دور و بر ما بود و هست که یک اخلاق خاصی داشت، آن اخلاق خاص مهربانی و لطف و کمک همه جوره‌ی غلیظ و همه جانبه بود به وقت صلح و دوستی و "همه چی آروم بودن".محبت‌های عجیب و غریب،آنقدر که خواهر در حق خواهرش شاید زود به زود نکند یا تنبلی‌اش بیاید بکند، دیگران را هم به این هم‌یاری وا می‌داشت و استارت‌شان می زد، در هر مراسم و مناسبتی جلو می‌افتاد و خودش را می‌کرد ستون اصلی آن اتفاق تا به بهترین شکل ممکن برگزار شود و تا آخرش هم می‌ماند.

من همیشه از این آدم می‌ترسیدم،چون این ور خوب ماجرا بود و ور بد ماجرا درست از جایی شروع می‌شد که آن کار تمام می‌شد و ما به جز "یک تشکر صمیمانه" ساده جواب دیگری برای این همه بودنِ داغ‌تر از آش نداشتیم.اما ظاهرا سپاس و احساس قدردانی و آرزوی جبران متقابل برای او کافی نبود.اینجا بود که طرف خستگی‌ای که در تنش مانده بود را به رو می آورد و ما باز جز "ابراز شرمندگی ازین که به خاطر ما به زحمت افتاده" و "راضی به این همه زحمت نبودیم به خدا"نداشتیم.

بدتر ازینش را وقتی می دیدیم که تقی به توقی می خورد و دیگر "همه چی آروم نبود"،ورق برمی‌گشت و آن افراط در دوستی تبدیل می‌شد به افراط در دشمنی.آبرویی ازمان پیش هر غریبه و آشنایی می‌رفت که چشم‌مان گرد می‌شد،طومار محبت‌ها و لطف‌هایش به ما و ناسپاسی ما را با اشک و آه به هرکجا که بیشتر ما را بسوزاند و برایمان سخت تر باشد ارائه می‌داد.نفرین‌های غلیظ و فجیع می‌کرد و اشک حضار را در می آورد.بعدترش باز خودش آشتی می‌شد و بر می‌گشت و قصه آن محبت‌ها و دوستی‌های دوست نداشتنی اش را از سر می‌گرفت.

هراس من همیشه ازین بود که خودم روزی رفتاری شبیه این آدم پیدا کنم. محبت کنم و از این محبت طلبکار شوم.

برای خودم قانونی گذاشتم که فقط و فقط به کسی  خیلی محبت کنم و برای کسی تب کنم و بمیرم و که از ته ته قلبم دوستش داشته باشم. دوست داشتنی برای خودم و نه وابسته به رفتار او، که اگر فردا انتظاری برآورده نشد یا ورقی برگشت و چهره  و رفتار تازه ای از طرف مقابلم دیدم دلم نسوزد که من ال کردم و بل کردم پس چرا او اینطور پاسخ داد. هرگز از خرج کردن وقت و عاطفه و انرژی برایش پشیمان نباشم و بگویم من به احترام احساس و تشخیص و اعتماد آن لحظه‌ی خودم چنین کردم.جوابش هرچه باشد،باشد...

 






زنده گی(۱٢٥) از عشق(٧۸) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٥) وبلاگستان(٥٦) ذکر(٤٠) شهید(۳۸) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) داستان(۳۳) شعر(۳۳) جنگ(۳۳) غم تکانی(۳۳) درد(۳۱) نوشتن(٢٧) (:(٢٧) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) اعترافات(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) ارتباط(۱۱) امام خمینی(۱۱) رمضان(۱۱) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٧) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) برای نگفتن(٦) ):(٦) بچه(٦) مادر(٥) شایدداستان(٥) فضول دونی(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) اشارات(٤) همشهری داستان(٤) مسجد(٤) بابا(۳) دعا(۳) خانه(۳) بیماری(۳) دوستان(۳) فاطمیه(۳) دلانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) سطری میان نامه ای(۳) پدر و دختری(٢) :)(٢) میان سالی(٢) به کجا چنین شتابان(٢) فاطمی نیا(٢) سوریه(٢) معلم(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) تبریک(٢) انتظار(٢) انقلاب(۱) سپاس(۱) باران(۱) روزنوشت(۱) عرفه(۱) حج(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) زایمان(۱) همدان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) اربعین(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) مجردی(۱) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) تلگرام(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.