جمعه ۱۳ امرداد ۱۳٩۱
رمضانی متفاوت

طرح "ضیافت اندیشه" تمام شد. به قول خودمان: خداحافظ افطاری های دور هم...

در این دو هفته پنج شماره نشریه درآوردیم، چند دقیقه قبل از افطار مجله توزیع میشد، یکی دوبارش خودم هم بودم، اینکه بچه ها همینطور که داشتند چای هورت میکشیدند و خرما دهان می گذاشتند، با یک دست مجله را گرفته بودند و می خواندند برایم شیرین بود.

جزو معدود کارهایی بود که انجامش نه تنها خستگی نداشت بلکه دوست داشتی ادامه پیدا کند.

دخترهای طرح هم همین حال را داشتند، دیروز اصرار می کردند که طرح تمدید شود و بمانند، تقریباً به زور از دانشگاه رفتند بیرون.

دخترهایی از طیف ها و تیپ های مختلف، بچه هایی که به قول خودشان روز اولی که آمدند با الانی که دارند می روند حال و هوایشان فرق کرده . از دلایل اصلی این فرق کردن را هم صمیمیت خاص و معنوی حاکم بر جمع می دانند.

تنوع برنامه ها هم در این حس و حال بی تأثیر نبود، روزها از ده و یازده صبح پخش فیلم و نقد فیلم و قرآن و کلاس های متفاوت درس و .... و بعد از افطار هم تا سحر،پاتوق های بحث و گفتگو، مسابقات ورزشی، استخر،مشاوره،نمایشگاه کتاب و دعاو ...

البته همان شبهای اول چندتا سخنران را با جنگولک بازی هایشان فراری داند، واقعا که همراه کردن ذهن و  روح این نسل شلوغ بی رودروایستی باران دیده،کار هرکسی نیست. این حاج آقاهایی که عادت ندارند کسی پای منبرشان "چون و چرا" بیاورد واقعا از پس ارتباط برقرار کردن با این بچه ها برنمی ایند. می گویند "به ما جسارت شد" و بلند میشوند به قهر جلسه را ترک می کنند، اما من فکر میکنم باید برای این جسارت شدن ها هم برنامه داشته باشند. 

وسط پخش "شور شیرین" هم یک عده طاقت صحنه های پر درد کردستان را نیاوردند و بلند شدند رفتند، یکی شان میگفت: خب این چیزها به ما چه ربطی دارد اصلاً!

بعد روزهای آخر ربطش را فهمیده بودند، دیگر "پیتزا مخلوط" و "علی صادقی" نمی خواستند، خودشان "روزهای زندگی" و "امیرعلی"اش را برای تماشا انتخاب کردند.

حالا دخترها را نمی دانم، اما من یکی حالم خیلی بهتر شد در این بدو بدو کردن ها. آنقدر که غبطه خوردم حتا، به اینکه کاش جای اینها بودم، در سن و سال اینها بودم. این حظی که اینها دارند می برند را من هم می بردم.

باز خدا رو شکر که آن وقتها کم ازین کارها نکردم، حسرت چیزی به دلم نیست، اما دلتنگی اش چرا...

به قول یکی خدایا،خداییش رمضان چیکار میکنی که اینقدر حال آدم خوب است؟

راستی،

تولدت مبارک.

 






زنده گی(۱٢٥) از عشق(٧٧) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٥) وبلاگستان(٥٦) ذکر(٤٠) شهید(۳۸) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) داستان(۳۳) شعر(۳۳) جنگ(۳۳) غم تکانی(۳۳) درد(۳۱) نوشتن(٢٧) (:(٢٧) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) اعترافات(۱٢) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) ارتباط(۱۱) امام خمینی(۱۱) رمضان(۱۱) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٧) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) برای نگفتن(٦) ):(٦) بچه(٦) مادر(٥) شایدداستان(٥) فضول دونی(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) اشارات(٤) همشهری داستان(٤) مسجد(٤) بابا(۳) دعا(۳) خانه(۳) بیماری(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) سطری میان نامه ای(۳) پدر و دختری(٢) :)(٢) میان سالی(٢) به کجا چنین شتابان(٢) فاطمی نیا(٢) فاطمیه(٢) سوریه(٢) معلم(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) تبریک(٢) انتظار(٢) انقلاب(۱) سپاس(۱) باران(۱) روزنوشت(۱) عرفه(۱) حج(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) زایمان(۱) همدان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) اربعین(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) مجردی(۱) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) تلگرام(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.