چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩۱
ماهی

ماهی داشتیم، خیلی وقت بود که این ماهی را داشتیم، یادم نیست از کی، از هروقت که یادم هست داشتیم.

اما دریا که هیچی، حتا یک حوض کوچک مشترک نداشتیم که ماهی‌مان را بیندازیم توش تا چرخ چرخ بزند برای خودش و با خیال راحت برویم دنبال کار و زندگی‌مان.

من دست‌هایم را کاسه می‌کردم لبریز آب، ماهی را می‌انداختم توی دستهام تا نمیرد، نگاهش می‌کردم که چه قشنگ بال می‌زند و نفس می‌کشد، کیف می‌کردم از ماهی داشتن، اما کم کم دستم سِر می‌شد، از بس سرم توی ماهی بود چاله چوله‌ها را نمی دیدم، کله پا می‌شدم وسط زندگی، سرم می‌خورد به سنگ، درد می‌گرفت، ماهی از دستم می‌افتاد، اینجا بود که دست تو می‌شد حوض. ماهی می‌افتاد دست تو، تویی که دلت همیشه قرص‌تر از من بود و دستت را هم قرص تر می‌کرد، مثل من آب از لای انگشت‌هات نمی‌چکید و حوض من‌درآوردی‌مان به این زودی‌ها کم آب نمی‌شد.

تو بلد بودی یک‌جوری هم گاهکی به ماهی نگاه کنی و هم جلوی پایت را ببینی که کله پا نشوی، هوای چاله چوله ها را داشتی، سرت به سنگ نمی‌خورد اما خسته می‌شدی. خسته می‌شدی از اینکه چرا حوضی به کار نیست، دلت نمی آمد ماهی را بیندازی برود برای خودش، توی جوبی، حوض مسجدی، جایی... بعد بهانه می‌گرفتی، بهانه می‌شد سنگ، تنگ دستت را ترک می‌انداخت، ماهی می‌سرید پایین، باز نوبت من می شد... 

یک روز آخرش خسته می‌شدیم، قید ماهی را می‌زدیم، می‌افتاد روی خاک، دست و پا می‌زد و جان میداد بدون آب ...بدون حوض دست‌های ما...

گذاشتمش کف دستم، لاغر شده بود، فوت کردم و ورد خواندم تا لاغرتر شود، کوچک تر و ریزتر، آنقدر که توی چشم جا بگیرد، انداختمش توی حوض چشم خودم، چشم آدمی همیشه خردکی آب دارد، گیریم که شور باشد، مگر نه این‌که آب دریا هم شور است...

از این به بعد به هرچه نگاه کنم، در قاب نگاهم یک ماهی هم هست که چرخ چرخ می زند یک گوشه برای خودش، تو بگو حالا ریزتر شده باشد، ولی هست، جایش هم امن است، تو غمت مباد.








زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦۱) وبلاگستان(٥٥) زنان(٤۸) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) نوشتن(٢۳) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) ازدواج(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) مسجد(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مادر و دختری(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) میان سالی(٢) سطری میان نامه ای(٢) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) تلگرام(۱) پدر و دختری(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.