سه‌شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٥
 

مانتو....برا شما..... نداریم !

سلام !

دی روز رفتیم خرید.  مانتوهای  جدید خوش دوختی که در بازار هست عمدتاً یک جوری اند که آدم های دهاتی ای مثل من و رفیق فابریک هام عمراً بتونن اونا رو بیرون بپوشند .

قد چهار وجب (به وجب من )،

رنگ یه جوری که انگاری صد بار یکی قبل از تو کرده باشه تنش !

 عرض به اندازه ای که اگه یه میل بیشتر بشی درزای مانتوهه از هم باز می شه !

جالب این که سایز بزرگ ترشون رو هم اگه بخوای بگیری درسته که یه خورده بلند و گشاد می شه ولی تابلو می شه که این اندازه خودت نیست . مثلاً سرشونه هاش می افته پایین، یا جیباش بیشتر از حد معمول پایین میاد. اون وقت داد می زنه که "این منو یه سایز بزرگتر از خودش گرفته ."

پدیده امسال هم که "مانتو ملی" باشه ، دقیقاً عین لباس اون فروغ تو باغ مظفره . از کمرش ییهو به طرز مزخرفی چین و واچین می شه!

بعضی ها که دیگه حاصل هذیان های روح تبدار یک طراح دوخت اند و مثل نقاشی ها و شعرهایی که هیچی ازشون سر در نمی یاری عجق وجق و بی معنی اند. مثلاً از دنباله یقه یه شال درازی اومده شده کمربند !

یه سری مانتو دیگه هم هست که به درد خانومای خیلی خانومانه می خوره دیگه ، یا مثلاً برا اونایی که سایزشون گیر نمی یاد و مجبوری از اینا می خرن ، یا مثلاً خانوم زورگوهای تو فیلما می پوشن و یه بادبزن و هزارتا انگشتر دارن ، مانتوهای گل و گشاد و سنگدوزی و منجوق دوزی شده . اونقد توش راحتی که اگه یه خورده تلاش کنی می تونی مثه کایت باشون پرواز کنی .

خلاصه فروشنده ها هم از این که به این مانتوهای مد روزشون محل نمی ذاری و هی می گی نه از اینا نمی خوام ، یه مانتو حد وسط می خوام ، که هم قشنگ باشه ، هم اندازه اش یه جوری باشه که آدم روش بشه یه جا چادرشو در بیاره ، به شدت بدشون میاد و دست آخر می گن خانوم ! براشما مانتو نداریم اصلاً! این روزا هم که دیگه مشتری فت و فراوون دارن و محتاج نیستند دل کسی رو به دست بیارن و راضی از مغازه بفرستن بیرون .

جالب این که چندسالی هست مانتوهای تو بازار همین هان و مثلاً جدیدای امسال انگار همون جدیدای پارسالن با یه کمی تفاوت. و نکته قابل توجه دیگه قیمتاشونه که مثلاً همون چهار وجب طول و یک وجب و نیم عرض  رنگ و رو رفته قیمت اش در بهترین حالت می شه بیست و پنج شیش تومن.

خلاصه این که ما دست آخر موفق به خرید مانتو نشدیم و همون مانتو پارسالیه به نظرمون خیلی قشنگ و مناسب و شیک اومد و خیابان شلوغ و مغازه های غلغله را به مقصد خانه ترک کردیم .

به خاطر همين ها بود كه يك وقتي تصميم گرفتم خياط باشي شوم ولي در ميدان عمل كه وارد شدم ديدم كه از من برنمي آيد!

این بود انشای من در مورد خرید عید .

                                                                                                     باقی بهارت ...

 

 

{ }







زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦٠) وبلاگستان(٥٤) زنان(٤٧) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) نوشتن(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) مسجد(٤) ازدواج(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) مادر و دختری(۳) عطش شکن(۳) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) سطری میان نامه ای(٢) میان سالی(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) لینک زن(۱) پدر و دختری(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.