دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
ممد،تو بودی و دیدی/یک

با یک حساب سرانگشتی 45روز یعنی یک ماه و دو هفته.

یعنی 6 هفته. برای من و تو شاید مدت‌زمان کوتاهی به نظر برسد، اما گاهی 45روز یعنی خیلی. مثلِ وقتی که یک ارتش با کلی ادعا و تجهیزات و نیرو، 45روز پشت دروازه‌های یک شهرِ کوچک تقلا کند و نفس نفس بزند. آن هم شهری که فقط یک عده بچه شده باشند پاسبان و پاسدارِ روز و شبش، شده باشند پرستارِ پیکرِ پر جراحت‌اش.

خرمشهر، بیش از هرکسِ دیگری آن بچه‌ها را به یاد دارد، بچه‌هایی که پیرمردشان، بیست‌وپنج ساله بود. خیلی‌های‌شان بار اولی بود که سلاح دست می‌گرفتند. بچه‌هایی که هنوز جنگ بلد نبودند.

45روز با چنگ و دندان، کوچه به کوچه‌ی زخمیِ شهر را نگه داشتند و آن لشگرِ عظیمِ تانک و افسر و اسلحه را حرص دادند، لشگری به فرماندهیِ غولِ بی‌شاخ و دُمی که فیلش یاد هندوستان کرده بود و گفته بود: محمره (خرمشهر) یک منطقه‌ی استراتژیک و حیاتی است و داشتنِ آن برای ما به منزله‌ی  داشتنِ بغداد و بصره است.

از خرمشهر بپرس که 45روز یعنی چقدر...

{ }







زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦٠) وبلاگستان(٥٤) زنان(٤٧) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) نوشتن(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) مسجد(٤) ازدواج(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) مادر و دختری(۳) عطش شکن(۳) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) سطری میان نامه ای(٢) میان سالی(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) لینک زن(۱) پدر و دختری(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.