شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱
زندگی‌ات دیر نشود بچه‌ام*

قلم حبیبه جعفریان را دوست دارم. این "نامادری"را هم که در شماره اخیر داستان نوشته بود مثل بقیه نوشته هایش دوست داشتم و از دوسه‌باره خواندنش حظ بردم. طبق عادت زیر بعضی از جمله‌هایش را خط کشیدم، مثلا اینجا را:

"بچه چیزی است و وضعیتی است که تو را به تکه تکه شدن و تقسیم شدن می‌کشاند و من هرچند می‌دانم تکه تکه شدن، راز آن وجود متحدی است که از حقیرترین ذره هایش آفتاب به دنیا آمد اما نخواسته‌ام و نتوانسته‌ام و ترسیده‌ام که تقسیم شوم.فهمیدم که ما( که مادر نشدن را انتخاب کرده‌ایم)و آنها(که مادر شدن را) هردو به دنبال قدرتمند بودن‌ایم و هردو در حال ترسیدن از ضعیف شدن. هردو می‌خواهیم بیشتر بمانیم و بیشتر ثبت شویم و بیشتر دوام بیاوریم ولی از دو راه. دو راهی که در نگاه اول خیلی متناقض و متفاوت به نظر می‌آیند. دوراهی که در نگاه اول، اهالی یکی اش خیلی خودخواه،زمخت،ترسو و نامهربان‌اند و اهالی آن یکی،انسان،معقول،بهتر،مهربان‌تر و فداکارتر. ولی واقعیت این است که آن‌ها مهربان‌تر و فداکارتر به نظر می‌رسند فقط چون طبیعی‌ترند. چون طبیعت به فرزندان رام،سربه راه و عاقل‌اش بیشتر می‌بخشد و کمتر سخت می‌گیرد. واقعیت این است که آن‌ها به اندازه ما و ما به اندازه آن‌ها خودخواه،جاه طلب،ضایع،قابل ترحم و...گرفتار درد جاودانگی و بیشتر ماندن‌ایم. فقط یکی راه ساده تری را انتخاب کرده است. ساده تر هم نه،راهِ راهش را انتخاب کرده. مثل فرشی که از راهش انداخته باشند،به همین خاطر کمتر خودش را عذاب داده.کمتر روحش را خراشانده و کمتر با خودش و هستی دست به یقگی کرده و خب بیشتر حالش را برده."

 

مریم عزیز دعوت کرده برای نوشتن در این باب، راستش قصد رد یا تأیید این نوشته را ندارم،حس نوشتن از خوبی‌های بچه داشتن یا بدی‌هایش را هم، اما فقط یک چیزی را می‌دانم و با همه پوست و گوشت و استخوانم چشیده‌ام، آن هم این که بعضی از آدمها دقیقا همان فرشی هستند که از آغاز به راهش نیفتاده‌اند، به قول نویسنده همیشه با هستی دست به یقه هستند و روح پرخراشی دارند از پنجه انداختن‌های مدام. این آدم‌ها به هر مرحله از زندگی که پا می‌گذارند همین جدال‌ها را با خودشان دارند،به تحصیل،به شغل،به دوست داشتن،به عاشقی کردن، به انتخاب کردن،به بچه داشتن....

حرفم خام است و استدلال منطقی پشتش نیست اما این آدمی که نشسته توی قلب من و دارد سخنرانی می‌کند می‌گوید این را هم بنویس که خدا، بعضی‌ها را از همان اول "به راه" پهن نکرده، حالا یا حکمت بوده یا امتحان یا عشق می‌کند این طوری ببیند‌‎شان یا هرچی، اما رزق مقسوم‌شان همین "به راه نیفتادن" است.

این‌ها اگر بچه هم داشته باشند، "پدر" و "مادر"نمی‌شوند آن‌جوری یا آن‌قدری که بقیه پدر و مادر هستند.

من هم یکی از همین فرش‌های بی‌راه‌ام، با همه‌ی این توصیف‌هایی که خواندید. بلدم الان این پست را پاک کنم و به جایش یک متن خوش‌رنگ و آب در وصف موهبت مادرشدن و لذت بوسیدن لپ گلی بچه و تکامل یافتن به واسطه داشتن فرزند و امثالهم بنویسم، بلدم حتا در این باب روضه بخوانم و به وجد بیاورم، اما این بی‌راه بودن نمی گذاردم.

این چیزی نیست که کسی به‌ش افتخار کند، یک رنج مدام است، خیلی سعی کرده‌ام که این‌طور نباشم،ادای خیلی چیزها را درآورده‌ام،ادای به‌راه افتادن را، ادای معمولی و ساده و طبیعی و خوشبخت بودن را، اما آزاردهنده است که ته‌ِ تهِ همه‌ی این‌ها خودم می‌دانستم که این نیستم، و زندگی را دارم بازی می‌کنم.

یک دیدگاه خفن‌تری هم دارم، آن هم این‌که اگر بچه، به قول قرآن "هبه"است،"هدیه" است، پس داشتن یا نداشتنش چندان هم انتخابی نیست. حتا در "نخواستن"اش هم، حکمتی نهفته، خیال می‌کنیم که نمی‌خواهیم، خیال می‌کنیم که اگر طلب کنیم تقدیم‌مان می کنند، اما من همین نخواستن را هم از چشم عزیز خودشان می‌بینم.

 

 

* تیتر وامی از وبلاگ "لی‌لی" است.

 






زنده گی(۱٢۳) از عشق(٧٦) دوستت دارم ها(٦۸) زنان(٦۳) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٥) کودکی(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) هذیان ها(۳٢) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱٧) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) قرآن(۱٤) سفر(۱۳) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) سفید(۸) خمین(٧) برای نگفتن(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) مادر و دختری(٦) کارو زندگی(٦) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) مادر(٥) مسجد(٤) بچه(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) دعا(۳) خانه(۳) بابا(۳) آرشیو(٢) مدرسه(٢) بیماری(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) پدر و دختری(٢) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱) ما سه نفر(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.