سه‌شنبه ٥ مهر ۱۳٩٠
الف یا

بچه دفتر مشق را باز می‌کند، اولین کسی که از آمدنش با خبر می‌شود آی با کلاه است، سوت می‌زند و بقیه را خبر می‌کند، همه حروف به ترتیب صف می‌کشند پشت سرش . آ به احترام کلاهش را برمی‌دارد و از طرف همه به بچه سلام می‌دهد. بچه کلاه آ را برمی‌دارد و فکر می‌کند "این دیگه چه کلاه بزرگیه برا آدمی به این لاغری"، کلاه را کوچک تر میکند. از ته صف صدای گریه می‌آید، "ی" است، بچه می پرسد: چته؟ اما ی فقط گریه می کند، ه به جایش حرف می‌زند و می گوید ی از همیشه آخر صف بودن غصه می‌خورد، دلش می خواهد برای یک‌بار هم که شده اول باشد، بچه برش می دارد می‌آورد کنار آ. توی صف همهمه می افتد. بچه انگشت می‌گذارد کنار دماغش که‌ هیس! صدا از طرف های ع ، غ ، ق و ف است، می گویند: "حالا که هرکی به هرکیه جای ما هم عوض کن، به چشم نمیایم اصلا اون وسط مسطا". بچه فکر می‌کند که بد هم نیست هرکس هرجا دوست دارد بایستد، حکم می‌دهد: اصلا صفی نیست،هرکی هرجا دوست داره،کنار هرکی دوست داره وایسته.

صف به هم می‌ریزد و همه ذوق‌زده ،جا به جا می‌شوند، "د" یک جایی تنها برای خودش نشسته، بچه می رود بالای سرش و می پرسد: کمرت درد میکنه؟ اگه نه پس چرا این قدر خمی؟ بعد دست "د" را میگیرد و بلندش می کند، او نمی‌تواند صاف بایستد که، پس یک الف می آورد کنارش تا تکیه گاهش بشود.

یک ماهیگیر نشسته لبه ی "ن"،قلاب انداخته برای تک ماهی ای که توی این حرف شنا میکند. بچه برای ماهیگیر دست تکان میدهد، به "م" که می‌رسد صدای داد و فریاد می شنود، یک نفر توی دایره میم گیر افتاده، کمک می خواهد،بچه فوری پاک‌کن برمی دارد و حلقه ی میم را باز می‌کند، یک نقطه کوچولو می‌افتد روی خط پایین، به زور تعادلش را حفظ می‌کند،بعد از چند تا سرفه می دود طرف "پ"، پ دونقطه از بی معنایی درمی آید.

بچه می‌نویسد "آب" ، بعد چند مشت ازش برمی‌دارد و می‌ریزد توی برکه ی "ب"، نقطه های "چ" را هم صدا می‌کند که بیایند آب‌تنی، دفترش خیس می‌شود. نقطه ها که نیستند "چ" هم قیافه اش شده مثل "ح"،دعوا دارند با هم، بچه یک "ه"بر می دارد می گذارد توی قوس "چ"، به زور جا می شود.

دندان‌های "س" و "ش" خیلی زرد شده، بچه اخم می‌کند که چرا مسواک نزدید پس؟ تازه دندان وسطی "ش" لب‌پر هم شده، آبنبات زیاد خوردی حتماً، بچه فکر میکند که فردا باید خودش دندانپزشک شود، یک شین شکسته به درد دفتر هیچ دفتر مشقی نمی خورد.

حالا می خواهد مشق بنویسد، توی صفحه ی خیس و شلوغی که همه حروف ریخته اند به هم، هیچ کس سر جای خودش نیست، به آفتاب نگاه می‌کند و فکر می‌کند که زنگ تفریح بس است، به الف چشمکی می زند که یعنی سوتت را بزن،سوت تیز الف می پیچد توی صفحه ، هرکس هرجا هست تیکه های خودش را جمع و جور می‌کند و برمی گردد توی صف، الف گزارش می‌دهد که دو نفر نیستند ،یکی "ط" که دارد کف صفحه را جارو می کشد، یکی هم" ژ" که طبق معمول رفته صفحه‌های قبل دنبال نقطه‌ی بازیگوش گم‌شده اش بگردد.






زنده گی(۱٢٤) از عشق(٧٧) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٤) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٦) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) برای نگفتن(٦) بچه(٥) مادر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) مسجد(٤) دعا(۳) بیماری(۳) خانه(۳) بابا(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) پدر و دختری(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.