چهارشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٩
آخ که تو چه خوب می نویسی

"آخ که تو چقدر خوب می نویسی،چه قلمی داری تو و چقدر من از این حیث (و از هر حیث)از تو عقب ترم...بی خود نیست که روزبه روز لاغرتر و نحیف تر می شوی،این هنر نمی گذارد تو جان بگیری،مثل عشقه پیچیده دورت...شده ای مثل گلادیاتورهای قدیم..."

این ها را سیمین دانشور برای جلال نوشته ،آن روزهایی که خیلی جوان بودند.

کتاب "نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد"رسید از دست محبوبی به دستم!چاپ اول ش مال سال 83 است ولی من اولین بار بود که از وجود چنین کتابی خبردار می شدم.(نه که حالا مثلاً از وجود همه ی کتاب های دیگر باخبرم!)

جلد اول کتاب شامل نامه های خصوصی دانشور  است که در طول سفر آمریکادر سال های 1331 و 1332 به آل احمد که در ایران است نوشته شده.

ظاهرا این نامه نگاری ها دو طرفه بوده و اگر تدوین گر محترم نامه ها را مقابل هم قرار می داد خیلی خواندنی تر می شد،این طوری باید از روی نوشته های دانشور حدس بزنی که آل احمد در نامه اش چی نوشته بوده که جوابش شده این!

در مجموع خواندن جزئیات نامه ها تصویر جلال آل احمد و همسرش را در ذهن کامل تر می کند.بخش های گوناگون زندگی مشترک این دونفر در نامه ها جریان دارد،از نوشتن بگیر تا بی پولی و وضع معیشت،مصدق و اوضاع سیاسی ایران،فک و فامیل،حزب توده،کنار کشیدن جلال از حزب،خانه،غذا،بچه،هدیه،دعوا و....عشق.

آل احمد در نامه ها از با عجله نوشتن های دانشور گلایه دارد و در عوض دانشور در سرتاسر نامه هایش اعلام می کند که از قلم محکم و دلنشین جلال حتا در نامه نگاری ها سرمست است.

خبر ندارم که جلد دوم کتاب که نامه های آل احمد را در بر دارد چاپ شده یا نه،ولی من به توصیه خود خانم دانشور به خواندن آن مشتاق ترم.

از این دوتا یاد گرفتم که آدم باید حرف بزند،از جزئی ترین مسائل حتا،از کوچک ترین گره ها و دل خوری ها و ناراضایتی ها،حرف بزند و به آن دیگری هم فرصت حرف زدن بدهد،گیریم دعوای لفظی هم دربگیرد این وسط،ولی می گذرد و تمام می شود،حرف نزدن همیشه فاصله می آورد ...

دلم هم البته گرفت خب!

ممنون مریم جان








زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦٠) وبلاگستان(٥٤) زنان(٤٧) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) نوشتن(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) مسجد(٤) ازدواج(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) مادر و دختری(۳) عطش شکن(۳) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) سطری میان نامه ای(٢) میان سالی(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) لینک زن(۱) پدر و دختری(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.