یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
سلام من به دست های گچی

   شیمی درس می داد مان، با مخلفات آزمایشگاه ش.جوان بود و تازه آمده بود معلمی،تیزهوش و شاد و خلاق و دوست داشتنی.

حرف از دهن آدم درنیامده روی هوا می گرفتش،این زود گرفتنش خیلی نعمت  بزرگی بود آن هم در مدرسه ای که یک سؤال از معلم های دیگر داشتی آن قدر باید توضیح می دادی که خودت پشیمان می شدی.

کتاب خوان بود و کتاب شناس،نه فقط شیمی که  همه ی آن کتاب هایی که ما دوست داشتیم و تشنه شان بودیم.

سال بعدش ارشد قبول شد و رفت .یک بار برداشتم برایش نامه نوشتم که جایش توی مدرسه خالی ست،یادم نیست ولی احتمالاً کلی مزه پرانده بودم و نمک خرج کرده بودم که برداشته بود جواب داده بود:سلام من به دست های گچی،به لپ های گلی،به خنده های یواشکی،به شیطنت های میز و نیمکت ها ... به تو،به زهرا،به سیما ،به لادن که نمی دانی چقدر دلتنگ تان شده ام.

بعد باز من نوشتم،باز او نوشت ،دوسال بعدش نوشتم  که "کی برمی گردید؟"نوشت که "دکترا قبول شده ام و تا تمام شدن این هم برنمی گردم".

یک جایی این نامه نگاری ها تمام شد ،ولی من حفظ بودم تک تک کلمه هایش را،حتا پیچ و خم دست خط روانش را ،حتا بوی کاغذهایی که می فرستاد را ...

دیگر ندیدمش،

تا یک ماه پیش،یک روز آمدم توی اتاق دیدم یک نفر نشسته دارد با همکارم حرف می زند،چهره اش رو به من نبود، هرچند اگر بود هم شاید حافظه ی تصویریِ خنگ من به جا نمی آورد،نشستم ،دیدم صدای این آدمی که دارد حرف می زند خیلی آشناست،

خیلی خیلی آشناست،صدا به وجد می آوردم،یادم آمد.

چهره اش عوض شده بود ،و جالبش این بود که من را یادش نمی آمد،فقط می گفت "چهره ات برایم آشناست،حتماً شاگردم بودی"، سعی کردم یادش بیاورم نامه ها را،جمله ها را ،خاطره ها را،آدم ها را...سری تکان داد و گفت یک چیزهایی دارد یادش می آید.

مثل یخ وا رفتم ،دست گرمش را توی دست سردم فشردم و گفتم که دوستش داشتم و روزهای مدرسه ی من با یکی مثل او روزهایی فراموش نشدنی شده اند ...






زنده گی(۱٢٥) از عشق(٧۸) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٥) وبلاگستان(٥٦) ذکر(٤٠) شهید(۳۸) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) داستان(۳۳) شعر(۳۳) جنگ(۳۳) غم تکانی(۳۳) درد(۳۱) نوشتن(٢٧) (:(٢٧) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) اعترافات(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) ارتباط(۱۱) امام خمینی(۱۱) رمضان(۱۱) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٧) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) برای نگفتن(٦) ):(٦) بچه(٦) مادر(٥) شایدداستان(٥) فضول دونی(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) اشارات(٤) همشهری داستان(٤) مسجد(٤) بابا(۳) دعا(۳) خانه(۳) بیماری(۳) دوستان(۳) فاطمیه(۳) دلانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) سطری میان نامه ای(۳) پدر و دختری(٢) :)(٢) میان سالی(٢) به کجا چنین شتابان(٢) فاطمی نیا(٢) سوریه(٢) معلم(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) تبریک(٢) انتظار(٢) انقلاب(۱) سپاس(۱) باران(۱) روزنوشت(۱) عرفه(۱) حج(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) زایمان(۱) همدان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) اربعین(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) مجردی(۱) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) تلگرام(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.