شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
حاج یونس ها

یک :

بابای دوستم زن گرفته!

دوستم نشسته کنارم ،داغ و عصبانی،کم مانده فقط چاقو بردارد برود باباش را بکشد و برگردد.می گوید که مامانش هم همین حال را دارد .باباش خیلی سعی می کند که اوضاع را به حالت عادی برگرداند و تنش زدایی کند ولی فعلاً که هیچ موفق نبوده.دوستم می گوید:"خجالتم نمیکشه!میگه این خانومه خیلی دانا و بزرگواره،حتا به شماها هم می تونه کمک کنه،من دوست دارم باش ارتباط داشته باشین!"

من می خندم،دوستم شاکی می شود که خنده ندارد!می گویم:" شاید آن قدرها هم که تو فکر می کنی کار بدی نکرده باشد،مگه خودت نمی گفتی سال هاست که بامامانت اختلاف دارن و نمی سازن،مگه نمی گفتی بارها شده که همه تون به دفاع از مامانت باش قهر می کردین و حرف نمی زدین؟مگه خودت نمی گفتی مامانت همیشه از بدی ش پیش همه فامیل میگه و اون هم شکایت مامانت رو به همه می کنه؟خب حالا رفته یه زندگی دیگه ای تشکیل بده،خسته شده لابد .شماها با مامانت بودید ولی اون کسی رو نداشت ،حالا رفته یه کسی رو برا خودش دست و پا کرده ."

البته این حرف ها توی گوش دوستم نمی رود و فقط داد می زند که اگه بابای تو با عروس و داماد و نوه رفته بود زن گرفته بود اون وقت نمی خندیدی و ازین حرفا نمی زدی.که این حق مامان من نبود بعد این همه سال زندگی ...

 

دو:

جلوی در اتاق اساتید ایستاده ایم،صحبت دکتر فلانی می شود یکی از بچه ها می گوید شایعه کرده اند با یک خانم بیست و چندساله خیلی عاشقانه ازدواج مجدد کرده،مریم یوسفیان عزیز می گوید:هیچ بعید نیست،مد این روزهاست،اغلب ازدواج های دوم عاشقانه اند،وقتی زندگی یک نواخت شد،وقتی طرفین حرف تازه ای برای گفتن با هم نداشتند،وقتی یک طرف احساس کرد دیگر بودنش اهمیت چندانی برای طرف مقابل ندارد ،این وسط سر و کله ی "عشق"از یک جایی پیدا می شود ،حالا یا برای مرد یا برای زن،بعد درست این جاست که غوغاها شروع می شود...

 

 

سه:

خانوم همکارم زنگ می زند و بعد از کلی احوال پرسی پیغام می گذارد که به همسرش بگویم برای نهار منتظرش است.سالها از زندگی شان می گذرد ولی یک طور قشنگی با هم زندگی می کنند،خانومه با عروس و داماد و نوه هنوز هم بسیار به همسرش توجه می کند،مثلاً همکارم غذای محل کار را نمی خورد ،هر وقت برسد می رود خانه برای نهار و اگر نرسد ،طرف های ظهر پسرش با بسته غذایی ارسالی از طرف مادر پیدا می شود.گاهی وسط روز خانومه احوالی از همسرش تلفنی می پرسد و گاهی هم آقاهه با احترام و محبت سراغی از اهل خانه می گیرد.من همسرش را می شناسم،یعنی معلم دبیرستانم بود،خیلی قوی و اهل فکر و مستقل است،اگر نمی شناختمش فکر می کردم از این زن های بی دست و پاست که منهای همسر هیچی نیستند و چیزی از خودشان ندارند.خلاصه که بانوی دانایی ست،دل همکار ما را که بدجوری سفت و سخت بسته به زندگی.

 

این طور گرم نگاه داشتن زندگی مشترک بعد از سال ها کار راحتی نیست،فقط هم از یک طرف قصه برنمی آید ،باید هر دو نفر یک چیزهایی را در مورد هم رعایت کنند تا بشود طراوت زندگی را حفظ کرد ،نمی خواهم ادای کارشناس ها را دربیاورم ولی واقعاً کار ساده ای نیست،زن ها اغلب خیلی به رفتار خودشان توجه نمی کنند،نمی دانند که از دست رفتن رابطه چیزی نیست که به یک باره اتفاق بیفتد،یک فرایند است که هر بی توجهی و کسالت بار کردن زندگی به بهانه های واقعی یا غیر واقعی یک قدم جلو می بردش،قبل از این که پای زن دیگری به زندگی همسرشان باز شود این خودشان هستند که با رفتارشان از زندگی مشترک عقب نشینی می کنند،ولی اغلب این را دیر می فهمند،وقتی همسرشان هوایی آدم دیگری می شود تازه داد و بیدادشان می رود هوا که شوهرم از دست رفت و  از من دزدیدنش و...

البته استثناء هایی هم هست مثل همیشه...

 

 






زنده گی(۱٢۳) از عشق(٧٦) دوستت دارم ها(٦۸) زنان(٦۳) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٥) کودکی(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) هذیان ها(۳٢) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱٧) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) قرآن(۱٤) سفر(۱۳) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) سفید(۸) خمین(٧) برای نگفتن(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) مادر و دختری(٦) کارو زندگی(٦) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) مادر(٥) مسجد(٤) بچه(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) دعا(۳) خانه(۳) بابا(۳) آرشیو(٢) مدرسه(٢) بیماری(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) پدر و دختری(٢) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱) ما سه نفر(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.