دوشنبه ٦ آذر ۱۳۸٥
 

قربانِ نامه های کاغذی!

اینجا قدری سرد است ، انگار از درز درو دیوار این وبلاگ سرما می آید تو .

دی شب پوشه نامه هایم (inbox واقعی ام ) را باز کردم و یه نگاهکی انداختم . البته این نگاهک یک ساعت و خرده ای طول کشید. کاغذهایی که در دو سال و نیم اخیر به دستم رسیده بود یا این که خودم  نوشته بودم برای این و آن و هیچ وقت  نفرستاده بودم. یک طورهایی خیلی باصفا بودند . کامل بودند و وقتی می خواندم انگار که طرف همه وجودش را خلاصه کرده بود توی چند خط نامه . احساس ها اعم از غم و شادی ، دلتنگی و سرمستی همه و همه روح داشتند ، بو داشتند ، و فرود می آمدند توی قلب آدم ! تاریخ مصرف هم نداشتند هنوز تازه بودند و شاید می شد کتاب شان کرد !هرچی تاریخ به امروز نزدیک تر شده نامه های من هم کمتر شده اند . آخ که دلم لک زده برای صدای موتور پست چی و زنگ زدنش و بدو بدو کردن برای گرفتن نامه . آره هرچی گذشته پست الکترونیک معتبرتر شده  و بازار پوشه نامه های من کساد.

پست الکترونیک که خودم یکی از مشتری هایش هستم در کنار همه محاسنی که دارد ولی به دل آدم نمی نشیند .خوب است برای نامه نگاری با یک ارگان ،یک اداره رسمی ، یک دانشگاه آن ور دنیا ولی نه برای حال و احوال کردن با یک دوست !چرایش شاید این باشد که در این نوع نوشتن هیچ وقت -به قول ارتباطچی ها -فراگرد ارتباط کامل نمی شود . فاصله های مکانی را درمی نوردد ولی از فاصله بین دل ها چیزی کم نمی کند . تازه تاریخ مصرف هم دارد ، خواندن  نامه های مجازی شش ماه قبل  برای من یکی که لطفی ندارد .

اصلاً ایمیل ماهی شونصدتا برایت می آید چون فرستادنش کاری ندارد ، تازه خیلی وقت ها مخاطب اصلاً تو نیستی !یعنی به قول رفیقیfor you only   نیست یا اگر هست از آنهایی ست که روز والنتاین می روند بازار بیست  تا کارت پستال فقط به خاطر تو می خرند !

ولی این طرف نامه های کاغذی تو یقین داری که کسی از جایی چه و دور و چه نزدیک چندخطی به هر دلیلی فقط برای تو نوشته است . به دست خط خودش که گواه پیچ و خم وجودش است ، آغشته به عطر حضورش ،for you onlyخلاصه  خودت است .

رفاقت هم قربان رفاقت های غیر مجازی ! رفاقتی که بشود چشم در چشم مخاطبت انداخت و تمام ناگفته هایش را یک جا خواند .

رفاقتی که بشود گفت :

"با من بیا به خواب هایم

به هذیان های تب تندم

ببین چه هست هایی نیست و چه نیست هایی هست ..."

رفاقتی که در او به داد هم رسیدن معنایی داشته باشد و وقتی که داری از این ور و آن ور بام می افتی کسی باشد که خودش را به حق خرده رابطه دوستانه ای که با هم دارید مسئول بداند و فریادت بزند که : طرف ! خودت نمی فهمی ولی داری می افتی .

به چه درد می خورد با هم بودنی که حتی به هم دلی هم می رسد ولی وقتی که یکی در خانه مجازی اش را قفل می زند و می نویسد : نیستم بعد از این ، تو اینقدر حق نداشته باشی که بپرسی کجا؟ یا چرا ؟ یا اگر مشکلی چیزی هست ما هستیم ها ...یا اگر هم بپرسی آنقدر برای خودت حق قائل نیستی که چشم داشتی به جوابی داشته باشی .

به چه درد می خورد با هم بودنی که ریشه ندواند ؟ شاید به درد بزرگ شدن می خورد و شایدتر این که رشته تعلقات آدمی را به ارزش های دوست داشتنی اش سست تر می کند .

به گمانم هر وبلاگی یک رقیبی دارد به نام "دفترچه یادداشت های شخصی "! و هروقت که می بینم کسی مدتی طولانی وبلاگش را زنده نمی کند مطمئن می شوم که رونق افتاده در بازار دفترچه یادداشتش و رفته سی خودش . و هروقت که کسی پرنویس می شود در وبلاگ نویسی یقین می کنم که کاغذهای سفید ی در حسرت دیدنش بال بال می زنند. احساسم این است که وبلاگ جزو سرمایه های کسی نمی شود ولی آن دفتر کوچک خط دار سرمایه ای گرانبهاست به گرانبهایی انبوه تنهایی یک انسان !

گاهی حسودی می کنم به "احسان محسنی فرد" که برای همه نوشته های من کامنت می گذارد "خواندم " و هرگز هیچ دست نوشته ای از انبوه نوشته هایش را نمی بینم که برایش بنویسم یا ننویسم "خواندم "...

گفتم که اینجا قدری سرد است ، سرما بدجوری از درز درو پنجره  این وبلاگ می آید تو .

                                                                                                      باقی بهارت ...

 

 

 

 

{ }





زنده گی(۱٢۳) از عشق(٧٦) دوستت دارم ها(٦۸) زنان(٦۳) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٥) کودکی(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) هذیان ها(۳٢) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱٧) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) قرآن(۱٤) سفر(۱۳) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) سفید(۸) خمین(٧) برای نگفتن(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) مادر و دختری(٦) کارو زندگی(٦) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) مادر(٥) مسجد(٤) بچه(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) دعا(۳) خانه(۳) بابا(۳) آرشیو(٢) مدرسه(٢) بیماری(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) پدر و دختری(٢) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱) ما سه نفر(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.