جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸
برخوان روزی تو/برداشتی کودکانه از فراز سوم دعای عرفه

مادرم می گفت هر بچه ای دوتا فرشته نگهبان دارد،

فرشته ها هوایش را دارند،نمی گذارند برایش اتفاق بدی بیفتد،نمی گذارند از بلندی بیفتد،یک طوری دوست داشتنی و بامزه اش می کنند که کسی سرش فریاد نزند،کسی اخمش نکند،آسیب ش نزند،

یک وقت هایی که برادرم زمین می خورد،دستش خراش می افتاد،جیغش می رفت هوا،اشکش صورتش را از قیافه می انداخت، فکر می کردم پس فرشته های نگهبانش کجا بودند؟الان کجا هستند که نمی توانند آرامش کنند؟آیا احساس شرمندگی نمی کنند که امانتی شان به این روز افتاده؟

.

.

.

یک وقت هایی که یک بچه بی مزه ی بی ریخت را می بینم که اپسیلون نمک توی صورت و کارهایش نیست زیاد به رفتار مادرش ریز می شوم.می بینم که مادرش چنان به سینه می فشاردش و بوسه بارانش می کند که گویا عزیزترین گوهر آفرینش را در بغل گرفته است.تعجب می کنم و فکر می کنم "چی می بینه آخه تو این بچه!؟"

.

 

یک وقت هایی زمین که می خورم،دستم که خراش می بیند،روحم که خراش می بیند،دیگر دنبال فرشته ای چیزی نیستم،دنبال خودت می گردم،زهره ندارم که بگویم چرا،نگاهت می کنم ،می خواهم مطمئن شوم که هنوز می بینی ام،که هنوز داری ام.

.

.

.

هنوز هم من همان بی دست و پایی هستم که روز اول بودم،هنوز هم فوتم کنی رفته ام،هنوز هم بلا ازم دور نکنی خودم بی کله می روم وسط معرکه،معرکه هایی که به صلاحم نیست،بچه ام...نمی فهمم...

.

.

.

انتظار زیادی هست اگر بگویم هنوز هم با من همان گونه باش که آن روزهای اول بودی؟

همان قدر "دل دیگران را با من نرم کن،همان قدر بر من نعمتهاى شایانت را تمام کن و پرورشم ده هـرسـاله زیـادتـر از سـال پـیـش ، تـا آنـگـاه کـه خـلقـتـم کامل شود  و تاب و توانم به حد اعتدال برسد، معرفت خود را به من الهام فرما، و هنوز هم از شگفتی های  حکمتت به هراسم بیانداز، بیدارم کن! .. آگاهم کن!.."

                                                  کودک م هنوز،به رسم آن روزهای آغازین ...باش!

                                                                                باش...

 

 

پی نوشت:

 

آن هایی که "یک جرعه از آسمان "نوشته اند:

 

 

    






زنده گی(۱٢٤) از عشق(٧٧) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٤) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٦) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) برای نگفتن(٦) بچه(٥) مادر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) مسجد(٤) دعا(۳) بیماری(۳) خانه(۳) بابا(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) پدر و دختری(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.