یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٥
همه می‌پرسند

سلام!‏

‏• ماه تولد شروع شد و از دیشب صدای بوق بوق عروسی‌ها هم. روزهای اول تعطیلات چند تا از ‏بچه‌های دبیرستان آمدند خانه‌ی ما بعد از مدت‌ها. با گل و شیرینی آمده بودند ولی بیش از آنکه ‏تبریک ‏بگویند؛ پر از سؤال بودند. جلسه بحث بود انگار در مورد ازدواج؛ من بودم و پنج جفت چشم ‏به شکل ‏علامت سؤال و حق داشتند. حرف‌های زیادی به میان آمد ولی جالب‌ترین‌اش را فرزانه گفت ‏که «ما را برای زندگی آماده نکرده‌اند.» فرزانه از همه پرسید که «تا به حال احساس زن بودن ‏داشته‌اند ‏یا نه؟»... اصلاً این چند ماه، روابط دوستانه‌ام شده پرسش و پاسخ. فلانی از یزد نامه ‏می‌نویسد که ‏زودتر برام بنویس... وقت ندارم... آن یکی از گوشه‌ای دیگر گزارش لحظه به لحظه از ‏قصه‌ی ‏عاشقی‌اش می‌دهد و توصیه می‌خواهد... و زهرای عزیزم که از همه به من نزدیک‌تر است و ‏‏این منم که خودم را قاتی انتخابش می‌کنم به قسمی که انگار دخترم باشد. برای همه جواب ‏قاطع ‏دارم. به هر حال زبان‌های ما در این چند سال حسابی به عادت زشت حرافی مجهز شده‌‏اند؛ طوری‌که ‏کم نیاوریم!
اما خودم می‌دانم که موضوع به آن پیچیدگی‌ها هم نیست. کتاب‌هایی ‏که در این مورد ‏خوانده بودم؛ لیست سؤال‌هایی که نوشته و جواب گرفته بودم؛ ملاک‌هایی که ‏بعضاً لیست کرده ‏بودم؛ همه و همه را به آنها که با اضطراب می‌پرسند گفته‌ام اما از همه مهم‌تر ‏برای خودم آن ‏مکالمه کوتاه است که قبل از اولین جلسه آشنایی‌مان که جمعه روزی بود از ماه ‏مهر نوشته‌ام... آنجا ‏به بریدن خودم معترف شدم و اینکه انگار دیگر از من کاری بر نمی‌آید. از آن ‏زبان پرحرف؛ از آن ‏چشم‌های تیز که به ادعای خودشان هر کشف و شهودی ازشان برمی‌آمد؛ از ‏آن خرده هوشی که ‏همیشه مغرور به خوب فهمیدن می‌بود؛ احساس کردم که از اینجا به بعدش ‏را دیگر محتاج قدرت ‏بزرگتری‌ام که ندارمش! نیرویی که آنچه پیش رو دارم برایش به روشنی آنچه ‏گذرانده‌ام باشد؛ حالا ‏این را به هر مجردی که بگویی از تو قبول نمی‌کند که نمی‌کند!‏

‏• در پیوند مرکبات مثلاً وقتی پیوندک نوعی نارنگی را روی پایه نارنج پیوند می‌زنیم و کلی لی‌لی به ‏‏لالایش می‌گذاریم تا به اصطلاح «بگیرد»؛ در کنار همه‌ی کارهای باغبانی، عملی به اسم ‏‏«پاجوش‌‏گیری» هم لازم است. به این معنی که بعد از چند روز همه‌ی جوانه‌هایی که تازه زده‌اند را ‏از ‏روی ساقه می‌کنند و دور می‌ریزند و فقط جوانه‌ای که از محل پیوند روییده را باقی می‌گذارند‏‏. ‏تقریباً کار بی‌رحمانه‌ای است ولی اگر چنین نکنند جوانه‌ی پیوند ضعیف می‌شود و نمی‌گیرد. آن‌وقت ‏ما دوباره همان نارنگی و نارنج خودمان را خواهیم داشت.
در مورد پیوند انسان‌ها هم به تعبیر ‏من ‏دقیقاً همین اتفاق باید بیفتد. یعنی طرفین باید بی‌خیال بعضی از خلق‌وخوهای خودشان ‏شوند. ‏عاقل‌ها با دست خودشان چنین می‌کنند ولی برای بعضی‌ها خودخواهی امان نمی‌دهد. دیده‌ای برای ‏خودخواه‌ها تن به ازدواج دادن کمی سخت است؟! در باغبانی می‌گویند:«مراقبت‌‏های بعد از پیوند از ‏خود پیوند اهمیت بیشتری دارد.» حالا خودت به جامعه انسانی هم تعمیم‌اش بده ‏بی‌زحمت!‏

• قبل‌ترها یکی برایم نوشت زندگی امتحان است؛ اگر کنکور قبول می‌شویم امتحان است؛ اگر ‏عاشق ‏می‌شویم امتحان است؛ اگر... اگر... اگر... ولی معنی‌اش را تازه این روزها فهمیدم. همین ‏روزها که ‏دایی و خانمش و مجید و زهرا ـ که دیروزش آمده بودند بازدید عیدمان؛ که مجید 17ساله ‏تیپ زده ‏بود و موهای مجعد قشنگش را ژل؛ که زهرا منتظر بود ماه صفر تمام شود تا بله‌برون ‏بگیرند؛ که ‏دایی شکلات‌های ورزشی ما را سوژه کرده بود و می‌خندید ـ در یک سانحه رانندگی ‏عمر این ‏دنیایشان تمام شد و دیدم که روی دست اقوام رفتند برای به خاک سپردن... گاهی فکر ‏می‌کنم ما ‏یادمان می‌رود که هیچ فردایی ضمانت‌نامه ندارد؛ و یادمان می‌رود که برای چه می‌خواهیم شاغل ‏شویم؛ ازدواج کنیم؛ یا هر کار دیگری... من یکی ـ نگویم جان تو ـ جان خودم یادم ‏رفته بود که ‏امتحانی هم دارم.

 

 

باقی بهارت... ‏






زنده گی(۱٢۳) از عشق(٧٦) دوستت دارم ها(٦۸) زنان(٦۳) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٥) کودکی(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) هذیان ها(۳٢) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱٧) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) قرآن(۱٤) سفر(۱۳) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) سفید(۸) خمین(٧) برای نگفتن(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) مادر و دختری(٦) کارو زندگی(٦) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) مادر(٥) مسجد(٤) بچه(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) دعا(۳) خانه(۳) بابا(۳) آرشیو(٢) مدرسه(٢) بیماری(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) پدر و دختری(٢) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱) ما سه نفر(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.