دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸٥
 

روزهای پرتقالی (اول)

 

 

باغ مه دشت پائین

 چهارشنبه 9 آذر 1384

مه دشت پائین اسم یک باغ قشنگ است واقع در جاده دریا کمتر از 10کیلومتری آن آبی بزرگ .می گویند قبل ها از املاک محمودرضا پهلوی بوده و تفریح گاهش . حالا ویلای وسط باغ شده خانه ی ما ! و من امیدوارم روح این بنده خدا آرام باشد و یک وقت  هوس پرسه زدن در فضای این باغ بزرگ و  خانه رانکند! جهت حفظ تعادل ضربان قلب ما!

اینجا ما چهار نفر هستیم . مریم ، زهرا و گوهر چند هفته ای زودتر از من آمده اند و به اوضاع و احوال زندگی اینجا آموخته شده اند ،زهرا اهل کرج است و عجیب آشنا می زند برایم انگار که چند سالی بشناسمش ! مریم و گوهر اهل املش گیلان هستند و هرسه من دیر آمده را آنقدر گرم پذیرفتند که خیال بابا هم راحت شد .

زندگی در این جا جالب است ، گرچه هوا همیشه ابر است و لباس هایی که د وسه روزی روی بند پهن می شوند و هنوز خیس می مانند آدم را دلتنگ خورشید می کند ولی در عوض پرتقال ها و نارنج ها و بقیه اعضای خانوادهcitrus   ها مثل شعله های آتش از شاخه های سبز آویز شده اند .

باغ یک جاده بلند دارد تا به خانه برسد، با درخت هایی که کنار این جاده نمی دانم این همه سال سر به انتظار کی گذاشته اند. باران که می آید چندان که پای مرد در عشق فرو رود پای ما در گل فرو می رود !

پائیز اینجا هم فقط زورش به سپیدارها رسیده و لای همیشه سبزی مرکبات گه گاه آن زرد و نارنجی نازش را به رخ می کشد.

پنج شنبه 10 آذر 1384

اولین روز کاری با صدای تق کارت شروع به کار در واحد تحقیق و توسعه شرکت فجر کلید خورد.کار اصلی این واحد تولید نهال مرکبات عاری از ویروس تریستیزا است . و در کنارش به سایر آفات و بیماری های مرکبات هم می پردازد. اسم اینجا بهارستان است و مردم به باغ شمس می شناسندش . کمربندی از وسط باغ شمس گذشته و دو قسمتش کرده ، سگ بی ریخت و قواره دم در آنقدر خنگ است که بعد از چند هفته هنوز بچه ها را نمی شناسد و به طور ترسناکی ابراز وجود می کند! ساروی های اینجا آنقدر تند حرف می زنند که تا میایی جمله اول را دریابی می بینی طرف حرفش تمام شده و دارد چپ چپ نگاهت می کند !از مه دشت تا اینجا فاصله زیادی هست . زیر این باران چهارپنج مسیر پیاده سوار شدیم . در برگشت روزنامه سه شنبه را گرفتم که کاغذش خیس باران بود و دنیا چقدر کوچک است ...

                                                                           

{ }







زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦٠) وبلاگستان(٥٤) زنان(٤٧) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) نوشتن(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) مسجد(٤) ازدواج(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) مادر و دختری(۳) عطش شکن(۳) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) سطری میان نامه ای(٢) میان سالی(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) لینک زن(۱) پدر و دختری(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.