شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸
پیامبر کوچک

امروز از صبح یک زنبور عسل با من است!

راه افتاده دنبالم،صبح توی تاکسی از آینه راننده دیدمش که داشت پشت کله م ویز ویز می کرد،حالا هم توی اتاق برای خودش می چرخد،یک ذره روی نامه ها نگاه می کند و سطر سطر پر زنان مرورشان می کند،یک خرده کتاب ها را بررسی می کند،نگاهکی به روزنامه ها می اندازد ،خسته هم که می شود می آید کنارم چرخ چرخ می زند.

چه کاری دارد یعنی با من؟من هم دست پیش را گرفتم کله ام را بردم طرف گوشش گفتم :چی وحی کردن به ات؟گفتن برو شهد جمع کن عسل درست کن،این جا هیچ شهدی به کار نیس ،"برو آن جا که تو را منتظرند ....برو جایی که بود گوشی و چشمی با کس"...برو.

.

.

.

 ولی به هرحال روزی که با یک پیامبر شروع شود بی گمان روز خوبی خواهد بود.








زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦۱) وبلاگستان(٥٥) زنان(٤۸) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) نوشتن(٢۳) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) ازدواج(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) مسجد(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مادر و دختری(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) میان سالی(٢) سطری میان نامه ای(٢) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) تلگرام(۱) پدر و دختری(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.