پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸
از هم جدا نشویم

سلام

وسط روزهای بدقیافه امتحان هرجا فرصت بشود و دستم به اینترنت برسد اخبار و تحلیل ها و نقدهای پس لرزه های انتخابات را دنبال می کنم،بعضی هایش را که برایم قابل توجه است در صفحه گوگل ریدرم (که خدا اموات پیچک را بیامرزد به خاطرش!) گذاشته ام.

به خاطر ناقص بودن اطلاعاتم و  مه آلود بودن فضا هم در این مورد قصد اظهار نظر و نقد و ...ندارم.

فقط از بین اتفاق ها ی گوناگون نگران کننده ی این روزها یک موضوع بیش از بقیه نگرانم می کند .

برمی گردم به قبل،به آن روزهایی که دانشجوی بوعلی همدان بودم،سال های 79تا 83،آن سال ها در دانشگاه همدان هیچ روزی نبود که آرام و بی سرو صدا بگذرد، فضا به شدت پرحادثه و پر تحصن و رقابتی و همیشه آماده برای درگیری بود.آرام ترین روزهایش وقتی بود که جنگ کاغذی و پوستری می شد.هم دانشگاهی های من این ها را خوب یادشان هست .

 

آن سال ها همه چیز در دانشگاه دو دسته بود،دانشجو،استاد،اتاق ها،کارمندها،نشریات،همایش ها،اجتماعات،مسابقات...یا این وری یا آن وری!

 

و شکاف بزرگی بین همه ی ما وجود داشت.شکافی که همراه با کینه،قهر،دشمنی  و عناد بود.

 

شکافی که همه ی ما را از هم دور می کرد،نمی گذاشت با وجود اختلاف نظرهای متفاوت و متضاد این میان دوستی هایی شکل بگیرد،همدلی های رفاقتی ای رخ بدهد،این شکاف حتا مفاهیم و عقایدی را که میان همه ی ما مشترک بود ، هم از میان به دو نیم می کرد،شب قدر را،عاشورا را...آن ها برای خودشان مراسم جدا داشتند و این ها برای خودشان و هیچ کدام پا در مجلسی که دیگری بانی اش بود نمی گذاشتند.

 

سایه هم را با تیر می زدند و هم را مسخره می کردند و از هیچ فرصتی برای ضربه زدن به یکدیگر دریغ نمی کردند.استادها هم همین طور ،یادم هست یک روز برای گرفتن یک "مصاحبه علمی" سراغ یکی از استادها رفتیم و او بعد از چندبار سر گرداندن مان دست آخر خیلی صریح گفت شما با آن وری ها می پلکید،مصاحبه نمی کنم.

 

این فضای دوقطبی متشنج -به ویژه برای امثال ما که سینه چاک کسی نبودیم و سنگ حزب یا گروه خاصی را به سینه نمی زدیم -خیلی آزار دهنده بود،خیلی فرصت ها را می گرفت،خیلی "یکی"ها را می شکست،می شد خیلی از فکرهای هم استفاده کنیم،می شد خیلی ابتکارها و خلاقیت ها را در یک جهت قرار دهیم،می شد با هم قدری مهربان تر باشیم و دوستانه تر فارغ از این که کی کدام وری است،آن هم در یک فضای دانشجویی که با فضای حاکم بین سیاست مداران زمین تا آسمان متفاوت است.

 

از تکرار دوباره این فضا نگرانم،چندی بود همه با هم بودیم،می دانستیم طرف در فلان مسئله مخالف ماست،ولی هم را می خواندیم،برای هم می نوشتیم،پل زده بودیم بین دل های مان ،از هم یاد می گرفتیم،به هم یاد می دادیم.

 

حیف بود و حیف است این فضا از بین برود،بشود دوباره بداخلاقی،قهر،برچسب زنی،تهمت...دست کم بین ما،که همه دنبال یک چیزیم،که حرف هم را خوب می فهمیم.

 

حیف است و اشتباه اگر من ، نجوا و زلال و لیلا و دغدغه ها و مریم و محبوبه ی عزیز و...را از انتخابات به بعد یک طرف ببینم و خودم را یک طرف دیگر.

از این شکاف ها خاطره های خوب ندارم، بیا از هم جدا نشویم.

 






زنده گی(۱٢٥) از عشق(٧۸) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٥) وبلاگستان(٥٦) ذکر(٤٠) شهید(۳۸) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) داستان(۳۳) شعر(۳۳) جنگ(۳۳) غم تکانی(۳۳) درد(۳۱) نوشتن(٢٧) (:(٢٧) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) اعترافات(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) ارتباط(۱۱) امام خمینی(۱۱) رمضان(۱۱) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٧) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) برای نگفتن(٦) ):(٦) بچه(٦) مادر(٥) شایدداستان(٥) فضول دونی(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) اشارات(٤) همشهری داستان(٤) مسجد(٤) بابا(۳) دعا(۳) خانه(۳) بیماری(۳) دوستان(۳) فاطمیه(۳) دلانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) سطری میان نامه ای(۳) پدر و دختری(٢) :)(٢) میان سالی(٢) به کجا چنین شتابان(٢) فاطمی نیا(٢) سوریه(٢) معلم(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) تبریک(٢) انتظار(٢) انقلاب(۱) سپاس(۱) باران(۱) روزنوشت(۱) عرفه(۱) حج(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) زایمان(۱) همدان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) اربعین(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) مجردی(۱) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) تلگرام(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.