شنبه ٤ شهریور ۱۳۸٥
 

دل ما چقدر جا دارد؟

 

 دل ما چقدر جا دارد؟یک وجب ؟دو وجب ؟!

یک چیز روشن است آن هم این که دل ما زود پر می شود .بعضی چیزها همه فضای دل را پر می کنند و جایی برای چیزهای دیگر نمی گذارند.

"کینه" یکی از این وری وری بد هاست که وقتی دلت را تسخیر کرد آن وقت جایی برای خوب ها نمی ماند .آن وقت باید بمانی در حسرت یک لحظه ناب در حسرت یک شادی عمیق در حسرت بوییدن یک گل حتی !

بچه که هستیم اهل کینه نیستیم .اصلاً در فرهنگ لغت مان  جایی  ندارد .

منافع مان یک عروسک است یا یک ماشین و تفنگ شکسته یا یک قلک لبریز از پنج تومنی و ده تومنی ! به خاطر همین ها دعوا  هم می کنیم داد و بیداد راه می اندازیم پرپر  می کنیم هم دیگر را و بعد تمامش  می کنیم  به همین سادگی  !

شنیده ام که پیامبر گفته اند:

 بچه ها را دوست دارم چون  ،

قهرشان دوام ندارد

با خاک بازی می کنند

و خانه هایی را که می سازند زود خراب می کنند .

 

پیش تر که می رویم داناتر می شویم و فرهنگ لغت مان پربارتر می شود ولی از جانب دیگران کمتر احساس خطر می کنیم . منافع مان در گرو عملکرد دیگران نیست که هی تالاپ تولوپ قلب مان از جانب دیگران بالا و پایین برود . اصلا ً به آن صورت منافعی نداریم که بخواهد به خطر بیافتد به همین دلیل مهربانیم! کینه هیچ موجودی توی دلمان نیست دل مان جا دارد برای وری وری خوب ها .

جلوتر که می رویم اوضاع فرق می کند . برای خودمان منافعی داریم . کسب و کاری به هم زده ایم وتعلقات مادی و معنوی ای داریم و می خواهیم پاسبان شان باشیم .آرمان داریم ، هدف داریم، کلی برنامه ریخته ایم و به شدت  در تعامل با دیگرانیم . و گاهی از جانب این دیگران احساس خطر می کنیم . از مهربانی شان هم حتی !

دل مان نازک می شود . زود به مان برمی خورد. به دل می گیریم یعنی اصلا ً لای حرف های این و آن دنبال غرض و مرض  می گردیم . برای خودمان کینه دست و پا می کنیم و دل مان را از دست می دهیم دل دیگران را هم ، به همین سادگی !

این دل به گمانم جایی ندارد دیگر برای خنکای نسیم شعبان ، برای جرعه ای سر کشیدن نور .حتی برای یک مهربانی ساده و بی دریغ ، برای بخشیدن دیگران ، برای گذشتن از خود .

 دلم کمی گرفته ...يک وجب ؟ دو وجب؟

يک چيز روشن است آن هم اين که حالا گرچه تابستان و زمستان دیگر فرق چندانی از لحاظ میزان تعطیلی ندارد ولی نزدیک مهر دلم می گیرد.قاصدک ها روی زمین وول وول می خورند ، می چرخند گاهی دسته جمعی دور می گیرند و می رقصند و من مثل هر سال این موقع ها  انگار رخت چرک هزار سال زندگی را در دلم می شویند.

نمی دانم آقای "امیر مؤید "این جا سر می زند یا نه ولی یک تشکر آب دار به او بدهکارم به خاطر تبرهایی که به بت وجودم حواله کرد .

بت وجود من گه گاه به این تبرها محتاج است .

                                                                                               باقی بهارت ...

 

 

{ }







زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦٠) وبلاگستان(٥٤) زنان(٤٧) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) نوشتن(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) مسجد(٤) ازدواج(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) مادر و دختری(۳) عطش شکن(۳) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) سطری میان نامه ای(٢) میان سالی(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) لینک زن(۱) پدر و دختری(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.