دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧
به یادت

از آن زن هایی ست که هرلحظه ممکن است چادرش را ببندد به کمرش و یک علم شنگه ای درست کند که هیچ کس حریف جمع و جور کردنش نشود. چهل سال را باید داشته باشد ،حالا حسابش را کن همچین آدمی دانشجو هم شده باشد در این هرکی به هرکی ِ روزگار.

اتاق ما زیاد می آید و می رود و هر بار هم مدیرگروهش را می شوید و می گذارد کنار،انتقام همه دانشجوهای تاریخ را از پیرمرد می گیرد!

امروز وقتی آمد کتابی دستم بود ،چشم هاش درخشید و آمد طرفم،گفتم خدا به خیر بگذراند،گفت"من با این خیلی گریه کردم ،خیلی ..."کتاب را گرفت ،یکی از صفحه هاش را باز کرد،گفت:"این عکس همسرمه،شهید شده،این جا زندگیش رو داستانی نوشتن.خیلی قشنگ،خیلی دقیق...من باش زندگی کرده بودم ، همین بود ...همین که اینها نوشته اند."و سعی کرد تولد اشک هاش را قورت بدهد. از من که فارغ شد دوباره رفت سر وقت مدیرگروهش.

ذوق کردم ،خیلی ذوق کردم ،همیشه ترسم از این بود که این روایت های داستانی ای که ما از زندگی شهدا نوشته بودیم یک طوری باشد که وقتی نزدیکان شان می خوانند بگویند که نه ،شهید ما که این نبود .از تصویر سازی های غیر واقعی برنجند، از مبالغه ها ،از ....اما حالا برق چشم های این زن به من اطمینان عزیزی می داد ، این اطمینان که خیلی بی راهه نرفته ایم .

جرأت نکردم بگویم داستان همسرش را من نوشته ام ،دلم خواست برایش گم بماند... خلاصه مهم این بود که خدا ما را با او به خیر گذرانده بود!!

 

پی نوشت:

همچین کتاب معروفی نیست،اسمش"پله های آسمان"است.یک کار جمعی و به قول خودش"روایت داستانی زندگی شهدای فرهنگی"،ما مال استان مرکزی را پایه بودیم،احتمالاً استان های دیگر هم مشغول باشند. بعید می دانم به تور پایتخت نشین ها بخورد، ولی اگر شد بعضی داستان هاش را اینجا می گذارم. خجالت








زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦٠) وبلاگستان(٥٤) زنان(٤٧) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) نوشتن(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) مسجد(٤) ازدواج(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) مادر و دختری(۳) عطش شکن(۳) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) سطری میان نامه ای(٢) میان سالی(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) لینک زن(۱) پدر و دختری(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.