دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٧
سلام که نام خداست

١)درست عین بچه ها! زدم وبلاگم را درب و داغون کردم و رفتم.سنگ برداشتم زدم توی شیشه اش و فرار کردم.حالا هم عین بچه ها دوباره برگشتم و دارم می نویسم .رویم هم زیاد است ،پررو _ پررو می گویم :با کریمان کارها دشوار نیست.یک چشمک هم بعدش می زنم.

 

2)نوشتن دارد از یادم می رود،بدجوری زده ام در جاده مزخرف نویسی،با خودم گفتم غمی نیست ،اینقدر می نویسم که این چرت و پرت هایی که مانده روی دست ذهنم تمام شود ،ته بکشد ،بعد دوباره شاید از چشمه ای آبی بجوشد.ایده ای متولد شود.

 

3)زهرا وبلاگ می نویسد.وبلاگ نوشتن ما دو تا از زمین تا آسمان با هم فرق می کند حتا بلد نیستیم برای هم کامنت درست و حسابی بگذاریم ،این در حالیه که ما به یادماندنی ترین لحظه ها را با هم زندگی کرده ایم ،دلنشین ترین تجربه های تا به حال مان را با هم گذرانده ایم ،از خیابان های زیادی با هم گذشته ایم ،قصه های زیادی با هم خوانده ایم،چه می دانم ،این هم از کارهای خداست دیگر.

 

4)بی تاب نوشته های اینجا را خیلی دوست دارم،یاد خودم می اندازدم،یاد سال هایی از وجود خودم،شاید همین است که با پوست و گوشت و استخوان می فهممش.

 

5 )این جا هم دلنشین است،از وقتی خواندم همه دخترهای دست فروش مترو را او می بینم.

 

6)اینجا می خواهم از یک نفر خیلی تشکر کنم،از سمانه.از سمانه سادات هاشمی پور که خیلی این روزها به فریادم می رسد.زحمت خیلی از رفت و آمدهایی  را که خودم باید انجم دهم می کشد،کارهای اداری،خرید کتاب،حتا ...نه!این تکه اش را واقعاً خجالت می کشم بنویسم.ما یک سال است که همدیگر را می شناسیم.سمانه جون عید غدیرت مبارک.

 

7)دوست دارم این بند شکل دیگری خوانده شود،شکل حرف هایی که نمی شود نوشت ،شکل حس هایی که نه شادی اند نه غمگینی،نه خنده اند نه گریه،حس های ساده معلق،مثل حس آدمی که برگشته، بار دیگر به شهری که دوستش دارد، به شهری که گریزی ازش نیست ،حس آدمی که برگشته سمت خودش،سمت خویشتن خودش...

 

 






زنده گی(۱٢٤) از عشق(٧٧) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٤) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٦) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) برای نگفتن(٦) بچه(٥) مادر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) مسجد(٤) دعا(۳) بیماری(۳) خانه(۳) بابا(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) پدر و دختری(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.