سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٧
یک خرده داستان

*عالم بر مدار خودخواهی می چرخد ، اگر دل تنگ کسی می شویم در واقع دل تنگ خودمان هستیم در لحظاتی که با او گذرانده ایم. اگر در به در دنبال یکی می گردیم که حلال مان کند در حالت خوب ترش یا می خواهیم صدای وجدان مان را بیندازیم و یک خواب راحت داشته باشیم یا از لهیب آتش می ترسیم و نازکی آن پل. اگر کسی را دوست داریم و دل بسته ایم به اش به خاطر خوشامدهای دل خودمان است.اگر خیرمان به کسی می رسد یا دنبال هفتصد دانه گندمیم یا در حالت بهترش برای سرخوش بودن روح مان.چه می دانم هر غلطی که این جا می کنیم بر همان مدار است ...و در این میان قصه ها، فقط قصه ها هستند که می توانندمقابل ما بایستند و با چشمانی که از حقیقت سرشار است بگویندمان که :"عالم بر مدار عشق می چرخد."

* فکر می کردم مستور اشتباه کرده، وقتی کتابش درآمده بود احساس می کردم مستور در شخصیت پردازی اش اشتباه رفته،یونس او به بودن عالمی دیگر شک دارد ، به وجود خدا شک دارد ،در منظم بودن آفرینش به تردید افتاده است و هیچ چیز نه آیات کتاب آسمانی و نه حرف های نامزد پاک و ساده دلش و نه هیچ چیز دیگر به یقین نزدیکش نمی کند.یونس او دانشجوی دکترا بود و در دهه سی زندگی. من خیال می کردم آن سن دیگر وقت تردیدهای این چنینی نیست.شاید در فرعیاتش آدم به شک بیفتد ولی در اصولش نه دست کم، حالا که چندسالی گذشته می بینم مستور هیچ اشتباه نکرده است...

این داستان مریم است،نوروز که رفتیم آبادان دیدنش داد که بخوانم ،قشنگ است و ظریف و هنرمندانه ،ولی مریم ، من دلم داستان روشن می خواهد ، حق با توست ،حلقه چاه نمی تواند روشن باشد ،ولی  مریم ، من باز هم تشنه آن داستان روشنم .

* "سلام نمی کنم ،اصلاً هر وقت جواب ایمیل های قبلی را دادی برایت نامه می نویسم ...اصلاً کی گفته من فقط باید منت کشی کنم ...یک هفته است که نه جواب ایمیل هایم را دادی نه به یک خواب ناقابل مهمانم کردی ...دی روز سالگرد عقدمان بود ،کجا بودی؟...هدیه و گل پیشکش ...خودت هم نیامدی ...نیامدن تو را بین این همه درگیری و دل تنگی نمی توانم ببخشم ...اصلاً قهر قهر...هیچ هم دوستت ندارم!"

آن روز که دوباره نویسنده اش را دیدم گفتم در این نامه های سفید تو چیزی بود که آدم را به دوست داشتنش وا می داشت!

                                                                                            باقی بهارت...

{ }





زنده گی(۱٢٥) از عشق(٧۸) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٦) وبلاگستان(٥٧) ذکر(٤٠) شهید(۳۸) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) غم تکانی(۳٤) داستان(۳۳) شعر(۳۳) جنگ(۳۳) درد(۳٢) (:(٢۸) نوشتن(٢٧) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) اعترافات(۱٤) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) ارتباط(۱۱) امام خمینی(۱۱) رمضان(۱۱) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) بچه(٧) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٧) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) برای نگفتن(٦) ):(٦) شایدداستان(٥) عطش شکن(٥) فضول دونی(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) مادر(٥) مسجد(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) اشارات(٤) همشهری داستان(٤) کوچه فلانی چپ(۳) میان سالی(۳) مهرخانه(۳) سطری میان نامه ای(۳) بابا(۳) دعا(۳) خانه(۳) بیماری(۳) دوستان(۳) فاطمیه(۳) دلانه(۳) به کجا چنین شتابان(٢) فاطمی نیا(٢) سوریه(٢) تلویزیون(٢) معلم(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) تبریک(٢) انتظار(٢) پدر و دختری(٢) :)(٢) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) تلگرام(۱) لینک زن(۱) انقلاب(۱) سپاس(۱) باران(۱) روزنوشت(۱) عرفه(۱) حج(۱) فلسطین(۱) زایمان(۱) همدان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) اربعین(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) مجردی(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.