یکشنبه ۱ امرداد ۱۳۸٥
دنیا تمام وقت دلم را گرفته است

سلام!‏

خوردیم به شلوغی روزگار... حالا تازه می‌فهمم که چرا همه‌جای دنیا وقتی تقّی به توقی می‌خورد این جوان‌ترها هستند که ‏کله‌شان بوی قرمه سبزی می‌دهد و آماده‌اند برای پریدن وسط معرکه با دادن بیانیه‌ای یا تحصنی یا تظاهراتی، لبنان شلوغ ‏است. تب‌دار و پرحادثه، آن وقت من این‌جا پیله تنیده‌ام دور خودم. گیر کرده‌ام میان خاله‌بازی‌های روزگار و کمین ‏گرفته‌ام در آرزوی یک ساعت مرخصی از همه جا و همه چیز برای لحظه‌ای به آسمان نگاه کردن! با این حساب رابطه من ‏و اتفاق‌های لبنان یا هر جای دیگری از دنیا شده فقط یک تأسف پرسؤال سطحی آن هم وقتی از جلوی تلویزیون رد ‏می‌شوم! همین است که کم‌کم آتش روشنی که در دل داریم سرد می‌شود و سرها از سودا خالی! همین است که جوان‌ها ‏معمولاً کفن‌پوش‌اند یا صلیب بر دوش می‌کشند. روزمرگی کم‌کم‌ک آدم را اهلی خودش می‌کند و این وسط فقط ‏بلندپروازها و سبک‌بال‌ها هستند که مرغک دل‌شان سیر ز هر دام رها می‌ماند.‏

یک‌ور دنیا دارد اتفاق‌های عجیب و غریبی می‌افتد. از دوستانی که لینک‌شان داده‌ام؛ اگر اشتباه نکنم دو نفر در این مورد ‏نوشته‌اند. تقریباً به نوعی سکوت را برگزیده‌ایم. خوشحالم. نه از سکوت؛ به خاطر اینکه دنبال تحلیلی درست و واقعی از ‏قضیه افتاده‌ایم؛ که آدم‌هایی که من برای گفت‌وگو برگزیده‌ام سکوت‌شان بی‌مورد نیست. در تاریخ زندگی ما اتفاق‌های ‏بزرگی خواهد افتاد. کاش بچه‌های ما در کتاب تاریخ‌شان بخوانند که بعد از بدر و احزاب هم نبردی بوده که مسلمان‌ها ‏عرضه مقابله و پیروزی از خودشان نشان داده باشند.‏

امروز صبح لرزیدن زمین ما را از خواب بیدار کرد.گویی خدا با انگشتی این گهواره قلقلی را تکانی داد. امروز یکی می‌گفت ‏چرا همه زلزله‌ها طرف‌های ۵ صبح می‌آید؟!!!‏

منابع ارشد را از آقایی به اسم گل‌احمدی که نشانی به نشانی پیدایش کردم گرفتم. یک روز همه اینها را داشتم ولی پاره ‏کردم و دور ریختم. حالا دوباره محتاج‌شان شدم. این آقا به آدمی که هیچ نمی‌شناختش طوری کمک کرد که انگار وظیفه ‏دارد کمکش کند. یاد این حرف قشنگ افتادم که خدا آن روز سخت و نزدیک به آدم می‌گوید چرا من تشنه بودم آبم ‏ندادی؟ چرا بیمار بودم به عیادتم نیامدی؟ و شاید چرا منابع فوق از تو خواستم ندادی؟ و شایدتر چرا دل به تو دادم پس ‏زدی؟...‏

راستی، صادقانه بگویم: این چند روز که نبودم دلم برای همه‌تان تنگ شده بود...‏

دعایت می‌کنم، دعایم کن !

 

 

باقی بهارت...‏






زنده گی(۱٢٤) از عشق(٧٧) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٤) وبلاگستان(٥٦) ذکر(٤٠) شهید(۳۸) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) داستان(۳۳) شعر(۳۳) جنگ(۳۳) غم تکانی(۳۳) درد(۳۱) نوشتن(٢٧) (:(٢٧) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) اعترافات(۱٢) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) ارتباط(۱۱) امام خمینی(۱۱) رمضان(۱۱) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) برای نگفتن(٦) ):(٦) شایدداستان(٥) فضول دونی(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) بچه(٥) مادر(٥) مسجد(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) اشارات(٤) همشهری داستان(٤) کوچه فلانی چپ(۳) مهرخانه(۳) سطری میان نامه ای(۳) بابا(۳) دعا(۳) خانه(۳) بیماری(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) به کجا چنین شتابان(٢) فاطمی نیا(٢) فاطمیه(٢) سوریه(٢) معلم(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) تبریک(٢) انتظار(٢) پدر و دختری(٢) :)(٢) میان سالی(٢) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) تلگرام(۱) لینک زن(۱) انقلاب(۱) سپاس(۱) باران(۱) روزنوشت(۱) عرفه(۱) حج(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) زایمان(۱) همدان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) اربعین(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) مجردی(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.