سه‌شنبه ٦ تیر ۱۳۸٥
 

هست بگو ، نيست بگو، راست بگو!

 

 

سلام !

حال تان چطور است؟از آنجا كه صاحبان ذوق ادبي به نيم نگاهي روي زمين خاك و خلي اين جا قدم رنجه مي كنند احوال" بال " همگي را هم مي پرسم تا يك وقت چيني نازكي نشكند و  "قيصر امين پور "ادبيات معاصر دو تا نشود و نسرايد:

 

اين روزها همه مي پرسند

حال ات چطور است

و كسي نمي پرسد بال ات چطور است

 

يك شيوه اي  آقاي محسن در دغدغه هايش... اعمال مي كند كه به نظرم خيلي جالب و كاربردي آمد. خيلي ساده،  اين جوري كه بعضي فكرهايش را در ميان مي گذارد و به نوعي به شور مي گذاردشان . حالا من هم با كسب اجازه از محضر دغدغه هايش اين ايده را وام   مي گيرم و يك سؤالي كه اين چند روز بدجوري مخم را پيچانده مطرح مي كنم .

اين روزها احساس مي كنم با تمام ادعاهاي گنده اي كه در مورد نقش هاي اجتماعي زن مسلمان داريم - و تا فاطميه عزيز مي رسد نازنين زهرا (كه سلام خدا برپاكي اش ) را مثال مي زنيم و فدك را و خطبه را و دفاع از ولايت را و ...- ولي هنوز تعريف مشخصي در اين مورد نداريم ! گرچه الان اگر از مثل مني همين سوال را كسي بكند مي توانم سه ساعت مخش را بگذارم توي فرغون و اين ور آن ور ببرم و حد و حدود برايش تعريف كنم و ثابت كنم كه زن مي تواند  هم مسلمان باشد ، هم فعاليت اجتماعي داشته باشد ، هم از خلاقيت و نيروي فكري اش در پيشرفت جامعه استفاده كند ، هم مؤقر باشد هم با نشاط باشد هم همسر خوبي باشد هم مادر خوبي باشد و در همه  به هر آنچه حكم است عمل كند.

ولي غريبه كه نيستيد دل ام اين را باور ندارد !

مي نويسم كه :

نه ...نمي شود .نمي شود كه زن هم زن خانه باشد هم زن اجتماع و به خدا فرق مي كند با مرد! به زن هاي  شاغل كه مي گويم مي گويند هيچ فرقي ندارد! آدم وقت اش را بين خانه و جامعه  تقسيم مي كند .ولي مشكل من مشكل وقت نيست . مشكل آشپري و ظرف هاي نشسته نيست ، با روح قضيه مشكل دار م !

باز خدا پدر مردها را بيامرزد كه كمي تخفيف مي دهند و قبول دارند كه مشكل است ولي اغلب يا به نفع خودشان جمع و جورش مي كنند – چطوري اش را نمي نويسم چون خودشان مي دانند - يا با دلسوزي مفرط مي گويند : با اين طرز فكر عصر حجري اي  كه داري هيچ وقت پيشرفت نمي كني !

صادقانه مي نويسم :

نتيجه اي بهتر از اين نمي توانم بگيرم كه زن ولو اين كه سرشار از استعداد و خلاقيت هاي خاص باشد بايد رئيس جمهور خانه خودش  باشد و بس ! البته اگر مي خواهد كه احكام خدايي را عمل كند- اگر نمي خواهد رعايت كند هم باز هم از بعد انساني اش همين حرف ها هست ولي خب كمرنگ تر -  و اين رأيي  ظالمانه است .

چون خدا هر استعدادي كه در وجود كسي مي گذارد در واقع حقي هم براي به فعليت رساندنش قائل شده است .

اگر راست اين است چرا رك و پوست كنده بزرگ ترها  اين را به ما نمي گويند ؟

چرا هي الكي و به زور مي خواهيم بگوييم ما مدرنيم ؟!

 چرا از حضرت زهرا (كه سلام خدا بر درخشندگي اش ) جز محبتي عاطفي الگوگيري يا اسوه گيري  رفتاري سراغ نداريم ؟! يا اگر داريم غير قابل انعطا ف و تعميم ناپذير داريم ؟!

و چرا زهراي عزيز ما بچه هاي دهكده فاطيما را بيشتر از ما دوست دارد ؟!

 

اگر چراغي در اين زمينه سراغ داري به بخشش شعله اي روشنم كن.

آسمان ريسمان هاي مرا هم ببخش.

 

                                                                 

                                                                                         باقي بهارت ...

 

 

 

{ }







زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦۱) وبلاگستان(٥٥) زنان(٤۸) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) نوشتن(٢۳) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) ازدواج(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) مسجد(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مادر و دختری(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) میان سالی(٢) سطری میان نامه ای(٢) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) تلگرام(۱) پدر و دختری(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.