دوشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٦
 

بنویس تو!

یک هفته گذشته !یک چیزی بنویس دیگر اعظم!یک چیزی بنویس حتی اگر مثل همیشه گله گذاری های تلخ یک هفته باشد ، حتی اگر هذیان واره های بی در و پیکر همیشه ات باشد ، حتی اگر همان بی خیالی گذشتن از اتفاقات مهم دور و بر باشد.

یک چیزی بنویس دیگر !

مثلاً بنویس "این روزها در به در دنبال یک تخته سیاه می گردم که رویش با یک گچ نقلی بنویسم :

و عشق تنها عشق

تو را به وسعت یک سیب می کند مأنوس "

یا مثلاً بنویس "هفته ای دو روز می روم کلاس ، یک جوری می روم و می آیم که نه تهران مرا ببیند نه من تهران را ."

یا مثلاً "یک کلاسی داریم خود خود مدرسه پیرمردها!بچه خورده شان که من باشم خودت برو تا آخرش !"

یا نه اصلاً از این ور بنویس :" به قول فلانی دو تا آنتی بیوتیک انداختم تو حلقوم دلم تا چرک اش بخشکد!"

یا مثلاً بنویس "تازه تازه دارم با بچه ها رفیق می شوم ، تازه دارد از خنده های شان خوشم می آید،تازه لهجه نگاه شان دستم آمده است ، تازه وقتی می بینم شان می فهمم که انگار دلتنگ نبودن شان بودم . تازه دارند من را قاتی خودشان می کنند.تازه وقتی می روند تا نزدیکی های عاشقی یک ندایی هم به من می دهند به کنایه ای !و چه زود دل می بندند به هم و چه زود برای هم می میرند و چه زود از یاد هم می روند و چه زود ...ما هم همین جور بودیم یعنی ؟"

و بعد دوباره خودت جواب بده که "نه!ما کی این جوری بودیم که اگر این بودیم الان این همه جان نمی کندیم در خلوت تنهایی های خودمان ."

یا نه بیا و بنویس که "عجب تیز و زخم زن شده این عطش شکن !توی نصف تیترهایش کلمه "من" به کار رفته و این سندی ست بر خودبینی های نویسنده اش . کارش به جایی رسیده که زیرآب ملت را می زند و این قدر شعور فرهنگی ندارد که بفهد وقتی نوشته ای را در این دنیای دروغی منتشر می کند دیگر برایش به کار بردن لفظ "محرمانه " خنده دار است .

یا نه همان حرفی که صبح می زدی را بنویس که گفتی "بعد از رفتن آن شاعر دیگر کسی شاد ننوشته ، قلم ها هم انگار شقایقی شده اند بر دل شان داغ شاعرنشسته ..."

یا نه مثلاً خاطره آن روز را تعریف کن که گفتی خبرنگار بی بی سی آمده مهمانی کلاس تان و یک ساعت گپ و گفتی با استاد و هم کلاسی ها کرده و تو بعدش دلت عجیب گرفته ...

یا مثلاً حتی فقط بنویس همان "باقی بهارت ..." را !

خلاصه از هر جا ،هر چی، فقط بنویس ...

ننوشتن آشفته ات می کند ،عصبی ات می کند ، با هر که دست می دهی دست اش خراش بر می دارد .

تو بنویس ، حتی اگر همین جمله های ساده باشد،

 که نوشتن مقدس است ، شور است ، پاک است...

که هر کسی را چیزی در این دنیا "خوب "می کند و تو با "نوشتن" قدری بهتری ...

 

 

 

{ }







زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦۱) وبلاگستان(٥٥) زنان(٤۸) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) نوشتن(٢۳) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) ازدواج(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) مسجد(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مادر و دختری(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) میان سالی(٢) سطری میان نامه ای(٢) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) تلگرام(۱) پدر و دختری(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.