یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٥
جملات قصار مردم کوچه و بازار

توی اتاق پرو با حبیبه با زیپ پیراهنی گلاویز بودیم که نه بالا می‌رفت و نه پایین می‌آمد. من لباسی که پوشیده بودم را محکم می‌گرفتم و حبیبه زیپ را با تمام توان می کشید. آخرش بعد یک ربع تقلا، زیپه کوتاه آمد و قبول کرد بدون پاره شدن لباسی که هنوز نخریده بودیمش از جاش تکان بخورد.

عرق‌ریزان از اتاق درآمدیم و لباس را گذاشتیم روی میز. مرد جوانی که فروشنده بود داشت به  مشتری  می‌گفت «چرا اینقدر با همسرت بد حرف زدی. شماها چه‌تونه؟ تا وقتی مجردین ناراحتین که چرا مجردین، افسردگی می گیرین و هی نذر و نیاز می‌کنین شوهر گیرتون بیاد. بعد که شوهره میاد شروع می‌کنید غر زدن که شوهر چیه، بچه چیه، بازم افسردگی می‌گیرید. چه‌تونه آخه؟!»

زدیم بیرون، جمله‌های آقاهه هم دنبال‌مان آمد.






زنده گی(۱٢٤) از عشق(٧٧) دوستت دارم ها(٦۸) زنان(٦٤) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٦) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) سفید(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) برای نگفتن(٦) بچه(٥) مادر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) مسجد(٤) دعا(۳) بیماری(۳) خانه(۳) بابا(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) پدر و دختری(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.