چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٦
 

میم مثل چی  ؟!!

سلام!

می گویم این قضیه مامان شدن لیلا، یک جورهایی همه ما را در جریان انداخته!! 

کوچولوی او هنوز نیامده قدمش برای من یکی که پر خیر و برکت بوده است. فرایند مادر شدن را به میزان قابل توجهی برایم عادی کرده است و  کم کم دارم از آن تصورات وحشتناک و نادرست خودم فاصله می گیرم.

قبل از این اعتراف می کنم که هیچ وقت از دیدن یک خانم باردار خوشحال نشده بودم . چون فکر می کردم دارد به اش خیلی بد می گذرد.

قبل از این فکر می کردم فقط زن های مظلوم و محکوم به زن بودن هستند که مادر می شوند ؛(دارم خودم را لو می دهم که چه موجود داغـونی هستم !!)

قبل از این فکر می کردم که باردار شدن یک زن یعنی اسیر شدن ، یعنی تمام شدن خودش ، یعنی پاک شدن خودش از متن یک زندگی خانوادگی ...

فکر می کردم باردار شدن یک زن یعنی تمام شدن محبت های همسرانه ، یعنی ته کشیدن دفترچه های فسقلی یادداشت ، یعنی تمام شدن لواشک ،یعنی تو دیگر نمی توانی بدوی، نمی توانی از خوشحالی جیغ بکشی ، یعنی نمی توانی دیگر هر وقت دلت گرفت بزنی زیر گریه !

و به خاطر همین فکرها بود که همیشه نگران زود مادر شدن دوستان نزدیکم بودم و هر بار هی تلفنی و حضوری پچ پچ می کردم که مراقب خودت باش !(فـــکر کــن !!!)

فکر می کردم من اگر یک روزی در این وضعیت قرار بگیرم عمراً حتی یک روز بتوانم در محیط کارم رژه بروم !

ولی امروز کمی تخفیف داده ام و به خاطرش خوش حالم . مامان شدن لیلا خیلی از این چرت و پرت هایی که ذهن من را گرفته بودند ، پاک کرد.

دیدم که او هنوز خودش است و هر روز در کنار ماست و دیدنش نه تنها بد نیست بل که خوش حال کننده هم هست.

دیدم که با کودکی که هنوز نیامده راز و رمز هایی دارد و دنیایی برای خودشان دست و پا کرده اند.

دیدم بزرگ تر شدن روح اش را ...

دیدم کیمیاگری خدایش را در تبدیل یکی مثل من به یک مادر تمام عیار ...

و فهمیدم که جامعه ما با این نظام آموزشی از سر دل سوزی ، ما را برای چه کارهای بی خودی آماده کرده است و برای چه کارهای با خودی صفر کیلومتر نگه مان داشته است...

 این روزها مشاور و همراه لیلا اين سایت است . بخش پرسش و پاسخ پزشکی اش بخشی مفید است ولی به پای بخش  خاطرات اش نمی رسد.شاید اصلاً همین خاطرات نی نی ها بود که این پست را کاشت وسط دل عطش شکن!

خلاصه برای لیلا و بقیه لیلاها آرزو می کنم بچه هایی سالم، قشنگ ، صالح و دانا به این دنیای خل و چل ما بیاورند .

                                                                                                             

                                                                                  باقی بهارت...

{ }







زنده گی(۱۱٠) از عشق(٦٥) دوستت دارم ها(٦۱) وبلاگستان(٥٥) زنان(٤۸) داستان(۳۱) ذکر(۳۱) شعر(۳٠) کودکی(٢٩) شهید(٢۸) هذیان ها(٢۸) جنگ(٢۸) (:(٢٦) درد(٢٥) نوشتن(٢۳) غم تکانی(٢۳) مناجات(٢٢) باهم بودن(٢٠) یاد(٢٠) از دیگران(۱٩) کتاب(۱۸) ثبت احوال(۱٧) نامه ها(۱٥) رسانه(۱٥) قرآن(۱٤) درس و مشق(۱۳) محرم(۱٢) طبیعت(۱۱) نوروز(۱۱) خاطره بازی(۱۱) ارتباط(۱٠) رمضان(۱٠) سفر(٩) اعترافات(٩) هیآت وبلاگی سبو(٩) گپ در چند طعم گوناگون(٩) اندر امیدواری(۸) سفید(۸) نگار ما(٧) امام خمینی(٦) تولد مبارک(٥) شاید داستان(٥) برای گفتن(٥) فضول دونی(٥) ):(٥) مرگ(٥) ازدواج(٥) شایدداستان(٥) کارو زندگی(٥) مجله الکترونیکی چارقد(٤) عطش شکن(٤) مسجد(٤) برای نگفتن(٤) خمین(٤) همشهری داستان(۳) پدرانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) مادر و دختری(۳) مهرخانه(۳) برای خواندن(۳) میان سالی(٢) سطری میان نامه ای(٢) خلانه(٢) آدمهای خوب شهر(٢) اشارات(٢) :)(٢) فاطمی نیا(٢) به کجا چنین شتابان(٢) انتظار(٢) بابا(٢) بیماری(٢) بچه(٢) دوستان(٢) آرشیو(٢) اربعین(۱) تلویزیون(۱) خانه(۱) معلم(۱) فلسطین(۱) مادر(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) تبریک(۱) دعا(۱) دلانه(۱) فیس بوک(۱) جوانی(۱) خوانسار(۱) ندارد(۱) تلگرام(۱) پدر و دختری(۱) لینک زن(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.