یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٤
درخت طوبا، برای فروش

مرد از اسب زندگی افتاده بود و بابا کمکش کرده بود که خودش را دوباره جمع‌وجور‎ کند. یک روز با همسرش آمدند ‏خانه و یک قالیچه دست‌باف هدیه آوردند. قالی را زن بافته بود. نقش یک درخت در هم تنیده بود و یک عالمه پرنده ‏که روی پیچ‌وتاب شاخه‌ها نشسته بودند. توی حاشیه‌اش هم آهوها داشتند آب می‌خوردند و گرگ کاری به کارشان ‏نداشت. توی خیال خودم فکر می‌کردم این درخت طوباست و این‌جا هم لابد بهشت است. از تصور آن همه گره بر گره ‏زدن زن و هدیه دادن آن همه وقت و چشم و زحمت دلم می‌گرفت.

چندسال بعدش هم که قرار شد قالیچه را ‏بفروشند؛ گفتم بفروشیدش به من. به قیمت کمی که مغازه‌دارها جنس‌های این‌جوری را بُزخَر می‌کنند خریدم‌ش. هر ‏بار که جایی از خانه انداختم که استفاده کنیم حس کردم به آن‌جا نمی‌خورد. یا شاید هر بار که به فرش نگاه می‌کردم ‏میان آن همه نقش و رنگ و سیمرغ و قو و گنجشک و آهو، قصه آن زن و مرد را هم می‌دیدم. بعدش فکر می‌کردم که ‏خوش به حال آن مرد خدا بیامرز که وقتی میان گیر و گورهای زندگی درمانده شد؛ یکی بود که کمکش کند. کاش ‏حالا هم یکی به خود بابا کمک می‌کرد؛ عوض همه نان‌هایی که توی دجله انداخت.‏

دیروز زد به سرم که فرش را بفروشم و از این همه قصه و فکر و خیال تنیده توی تار و پودش آزاد شوم. روی دیوار ‏چند تا عکس ازش گذاشتم و بالاش نوشتم: قالیچه دست‌باف، طرح درخت طوبا و پرندگان.‏

نیم ساعت بعدش انبوه تلفن‌ها و پیام‌ها راه گرفت طرف گوشی که چند رج است و بافت کجاست و کجا می‌شود دیدش ‏و آیا ایراد فنی دارد که این قدر زیر قیمت می‌دهید؟ و... خلاصه کلی سؤال تخصصی و کارشناسی پرسیدند که جواب ‏من فقط این بود که بافت خمین است و هدیه است. حالا فرش دل آدم‌هایی که قصه‌اش را نمی‌دانند حسابی برده و ‏وقت می‌خواهند که نفروشم تا پول‌شان جور شود چون دل‌شان پیش این فرش گیر کرده.‏

هنوز نمی‌دانم همین‌جور مفت‌مفت می‌دهم برود و پولش را می‌زنم به یک زخمی؛ یا که دلم نمی‌آید و دوباره برش ‏می‌گردانم کنج کمد. اما می‌دانم که فرش دست‌باف، ارزشش انگار به همین قصه‌هاست. هر فرشی سرگذشتی دارد و ‏شأن نزولی و تاریخی...

.

.

.

راستی، بیست و پنج بهمن‌ات مبارک دختر!‏






زنده گی(۱٢٤) از عشق(٧٧) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٤) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٦) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) برای نگفتن(٦) بچه(٥) مادر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) مسجد(٤) دعا(۳) بیماری(۳) خانه(۳) بابا(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) پدر و دختری(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.