یکشنبه ٧ مهر ۱۳٩٢
...

خسته و شلخته و خل وضع و خاک و خلی...

صدا کن مرا!




چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢
هر پسر بچه که راهش به خیابان تو خورد...*

پسرها را نمیدانم اما ما دخترها اینطور بودیم.

خردسالی و کودکی مان با جنگ گذشته بود و جنگ قبل از آنکه معادلات جهانی و تاریخ و فلان را تغییر دهد، روح و روان و رؤیاهای نورس ما را با خودش همراه کرده بود.

هرکدام از ما یک "وضعیت سفید"توی خاطرات کودکی خودمان داریم و به خاطر همین بود که وقتی یکی پیدا شد و آن را توی تلویزیون نشان داد آنطور دل دادیم و گل از گل مان شکفت.

"شهید" یکی از پر رمز و رازترین قصه های آن روزگار ما بود و ماند. شهید یکی از پسرهای کوچه ما بود، دوست برادرمان بود که با دوچرخه می آمد در خانه و کتابهای با کش بسته به فرمان دوچرخه را جدا میکرد و میداد دست برادرمان.عمو وسطی شوخ ما بود که از سربه سر گذاشتن هایش فرار می کردیم و سیبیل آتیشی هایی که برایمان میکشید خیلی درد داشت،دایی کوچیکه بود که تازه دانشگاه قبول شده بود و همه توی پزش بودند،موتورساز سرکوچه بود. شهید،یک آدم معمولی آشنا بود که به میل خودش راه می افتاد میرفت یک جای سخت، جایی که باید از زیر قرآن ردش میکردند و پشت سرش اشک و آب میریختند و نذر و نیاز میکردند. همین برای دل کودک ما خودش کلی هراس و تشویش داشت. بعدتر توی قاب تلویزیون چشم تیز میکردیم تا قاطی رزمنده ها ببینیمش و نمیدیدم، بعدتر نامه هایش،بعدتر آمدن هایش، یادگاری آوردن هایش،پوکه فشنگ و پلاک و ...،بعدتر شاید تابوت سه رنگش که روی شانه های مردم شهر مثل قایق میرفت، شاید نیامدنش،گم شدنش،گریه و چشم انتظاری مادرش..

اینها همه برای خیال کودکانه ما میشد ماجراهای عاطفی بزرگ،میشد داستان های عمیق. دل می بستیم حتی به یادگاری هایش، به قاب عکسش. توی آرزوها و خواب و خیال پردازی هایمان راهش می دادیم، توی بازی هایمان هم حتی. روز آمدنش را بازی میکردیم، که مثلا از شلوغی و خطر جبهه ها  این همه راه آمده تا خانه، ریسه میبندیم و برایش شعر می خوانیم و ...مشق استقبال می کردیم.

شما را نمی دانم اما ما وقتی از گلزار شهدا برمی گشتیم هم شهید را توی دلهای خردسالی مان قایم میکردیم و با خودمان می آوردیم. همان آدم آشنای معمولی که در یک مراسم پر رمز و راز از روزهای زندگی مان کم شده بود. او را با خودمان داشتیم تا ... تا خیلی دورها حتی، قد کشیدیم و نوجوان و جوان شدیم، هنوز به یادشان گاهی خطی می نوشتیم، هنوز اسم شان روی تابلوی کوچه را یک جور خوبی دوست داشتیم، عاشق که میشدیم حتی صلوات نذر روحشان میکردیم که حاجت بگیریم، خواب شان را که میدیدم میدانستیم خیر است. گرد و غبار روی قاب عکس شان را یواشکی جوری که کسی نبیند به چشم میکشیدیم برای تبرک. ما با آنها زندگی کردیم و بزرگ شدیم، تا همین حالا که شاید نه زود به زود، اما بالاخره یک جایی با یک عکسی، با فیلم یا خاطره ای یادشان می افتیم، سلام شان میکنیم و آن قصه ها دوباره جان میگیرند، مایی که حالا دیگر مثل کودکی دوتا بال روی دوشمان نیست،به هزار گردوغبار آلوده ایم اما هنوز به بالا رفتن آن صلواتی که نذر آنها باشد ایمان داریم،مثل سبک بالی قاصدک پرسفید آن روزها.

 

پی نوشت:

توی صفحه "شهید کوچه ما"ی گوگل پلاس،عکست را گذاشتم.

گفته بودند چه چهره معصوم قشنگی،یادم افتاد به روز آمدنت، به خرده استخوان هایی که ندیدیم

.

.

*هرپسربچه که راهش به خیابان تو خورد/یک شبه مرد شد و یکه به میدان زد و مرد..

 

 






زنده گی(۱٢٤) از عشق(٧٧) دوستت دارم ها(٦٩) زنان(٦٤) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٦) کودکی(۳٤) هذیان ها(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱۸) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) سفر(۱٤) قرآن(۱٤) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) سفید(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) خمین(٧) مادر و دختری(٧) کارو زندگی(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) برای نگفتن(٦) بچه(٥) مادر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) مسجد(٤) دعا(۳) بیماری(۳) خانه(۳) بابا(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) پدر و دختری(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) آرشیو(٢) مدرسه(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) ما سه نفر(۱) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.