دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٧
مرداد

پیام می دهی که "من دارم می رم مکه ،آن طرف ها احیاناً کاری با کسی نداری؟"

و روز داغ مرداد من را می کنی باغ ستاره...

{ }



یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٧
ماه نو

ببخشای اگر روی پیراهن ما نشان عبور سحر نیست..

{ }



شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧
وفا

همیشه وقتی یک گلدان که خیلی دوستش داشتم را از گل های قشنگی که خیلی دوست شان داشتم لبریز می کردم و روی میزی که خیلی دوستش داشتم می چیدم،

همیشه وقتی یک تابلو که خیلی دوستش داشتم را بر دیواری که مال خودم بود می آویختم،

همیشه وقتی بیت شعری را که خیلی برایش می مردم با خط درشت خوب می نوشتم و می زدم جایی که چشم بدوزد به چشمم،

درست در یک لحظه ی خاص،در یک لحظه ی خیلی کوتاه ،در یک لحظه سنگین که نمی دانم از کجا متولد می شد میان لحظه های شاد و شنگول من ،در این لحظه بود که فرسنگ ها هزار فرسنگ میان من و همه ی این ها فاصله می افتاد و درست در همین لحظه ی سترون کوتاه احساس می کردم:

آن گلدان و گل های تویش یک گلدان لبریز از گل خیلی معمولی ست و ربطی به من ندارد،

آن تابلو فقط یک کاغذ است که روزی کسی چیزی روی آن کشیده ،

آن چه که با خط درشت روی دیوار نوشته ام فقط یک بیت شعر ساده است که معلوم نیست شاعرش وقتی چه مرگش بوده سروده و قلب این شعر هیچ هم برای من نمی تبد،

همیشه درست همین جا بود که من از آن اتاق و آن گلدان و آن گل و آن تابلو و آن بیت شعر برای همیشه جدا می شدم و آن ها از اتاق من هجرت می کردند.

{ }



دوشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٧
برحسب اتفاق

دی شب که این یادداشت را خواندم احساس کردم کسی بغض اش را کادو کرده و داده دستم و بعدش سر به زیر انداخته و گفته همین را در خانه داشتم.

نمی دانم "بهاره رهنما "داستان نوشته یا خاطرات واقعی خودش را ،هرچه هست برایم تأثیرگذار است.

راستی!چرا من این چند وقت هی می خورم به وبلاگ این آدم معروف ها؟؟!

{ }



یکشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٧
هستی؟

چیز زیادی که نخواسته بودیم
نه غار خواسته بودیم که عنکبوت را فرمان دهی جلویش تار بتند
نه گلستان شدن آتش خواسته بودیم
نه این که دست مان نور دهد
نه این که عصای مان مار شود
فقط خواسته بودیم با ما باشی
هستی؟




سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧
هرگز نگو هرگز

تو را دوست می‌دارم
تو را به جای همه زنانی که نشناختم دوست دارم .
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم .
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می‌شود
و برای نخستین گل‌ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم .
بی تو جز گستره‌ یی بی‌کرانه نمی‌بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آیینه‌ی خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.
تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانه‌گی‌ات که از آن من نیست
به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
می‌اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید رخشانی که بر من می‌تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز

این شعر پل الوار،شاعرفرانسوی است،وقتی که سریال مدارصفردرجه پخش می شد خیلی بر سر زبان ها افتاده بود،نمی دانم چرا دلم خواست بگذارمش این جا ،شاید به خاطر سمانه که خیلی دوستش دارد و دی روز متن فرانسوی و این ترجمه فارسی اش را برایم فرستاد ،شاید هم به خاطر چیز دیگری...

{ }



سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧
وقتی نیست...

"به نظر سهروردی ، هر نفس پیش از فرود آمدن به خطه بدن ، نفس یا هسته مرکزی آن که غیر مادی و ملکوتی است به دو نیمه تقسیم می شود که یکی در آسمان می ماند و دیگری به زندان یا قلعه بدن فرود می آید . به همین جهت است که نفس بشری پیوسته در این جهان افسرده و غمگین است . در جستجوی نیمه دیگر آسمانی خویش است و آنگاه به سعادت می رسد و خوشحال می شود که با نیمه ملکوتی خود متحد شود و به منزلگاه خود برود ."

                                                             از کتاب سه حکیم مسلمان سید حسین نصر

خواندن آرشیو این وبلاگ را توصیه می کنم ،دل آدم را صاف می کند...

یادداشت بالا هم یکی از پست های همین وبلاگ است.

{ }





زنده گی(۱٢۳) از عشق(٧٦) دوستت دارم ها(٦۸) زنان(٦۳) وبلاگستان(٥٦) ذکر(۳٩) شهید(۳٥) کودکی(۳٤) جنگ(۳۳) داستان(۳۳) شعر(۳۳) هذیان ها(۳٢) درد(۳۱) غم تکانی(۳٠) (:(٢٧) نوشتن(٢٦) باهم بودن(٢٥) مناجات(٢۳) ثبت احوال(٢۱) از دیگران(٢۱) یاد(٢٠) کتاب(۱۸) نگار ما(۱٧) محرم(۱٦) رسانه(۱٦) نامه ها(۱٦) درس و مشق(۱٤) قرآن(۱٤) سفر(۱۳) نوروز(۱۳) طبیعت(۱٢) خاطره بازی(۱٢) گپ در چند طعم گوناگون(۱۱) رمضان(۱۱) ارتباط(۱۱) اعترافات(۱۱) امام خمینی(۱٠) اندر امیدواری(۱٠) هیآت وبلاگی سبو(٩) مرگ(٩) ازدواج(۸) سفید(۸) خمین(٧) برای نگفتن(٦) تولد مبارک(٦) شاید داستان(٦) برای گفتن(٦) ):(٦) مادر و دختری(٦) کارو زندگی(٦) خلانه(٥) آدمهای خوب شهر(٥) فضول دونی(٥) شایدداستان(٥) مادر(٥) مسجد(٤) بچه(٤) برای خواندن(٤) پدرانه(٤) همشهری داستان(٤) اشارات(٤) عطش شکن(٤) مجله الکترونیکی چارقد(٤) سطری میان نامه ای(۳) مهرخانه(۳) کوچه فلانی چپ(۳) دوستان(۳) دلانه(۳) دعا(۳) خانه(۳) بابا(۳) آرشیو(٢) مدرسه(٢) بیماری(٢) معلم(٢) انتظار(٢) تبریک(٢) به کجا چنین شتابان(٢) سوریه(٢) فاطمیه(٢) فاطمی نیا(٢) :)(٢) میان سالی(٢) پدر و دختری(٢) جمجمک(۱) نقص فنی(۱) لینک زن(۱) تلگرام(۱) ما سه نفر(۱) خوانسار(۱) بزرگان(۱) دخترانه(۱) جوانی(۱) منا(۱) مجردی(۱) همدان(۱) ندارد(۱) رجب(۱) فیس بوک(۱) روزنوشت(۱) سپاس(۱) زایمان(۱) باران(۱) فلسطین(۱) تلویزیون(۱) حج(۱) اربعین(۱) عرفه(۱)



Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.